کشت در دشت هموار می روید و نه درسنگلاخ ؛ همین گونه حکمت در دل فروتن آباد و بارور می شود، نه در دل متکبّر سرکش . [امام کاظم علیه السلام]
 
پنج شنبه 89 دی 2 , ساعت 5:13 عصر

چرا بسیاری از مردان از نظر احساسی ضعیف هستند؟
خوب این تقصیر مغزمردانه است. دکتر دیوید پاول، رییس مرکز بین‌المللی مطالعات سلامت می‌گوید: « سیم‌کشی مغز مردان متفاوت است.» او توضیح می‌دهد که ارتباط بین نیم‌کره چپ مغز، جایگاه منطق، و نیم‌کره راست مغز، محل عواطف و احساسات، در زنان قوی‌تر است: «ارتباط بین دو نیم‌کره در زنان شبیه یک بزرگراه است، بنابراین می‌توانند به راحتی بین دو نیم‌کره حرکت کنند. اما در مردان این ارتباط مانند یک کوره راه باریک است که باعث می‌شود دسترسی به احساسات برای ما مردها چندان آسان نباشد.»
این می‌تواند توضیحی برای نتایج 125 مورد مطالعه در فرهنگ‌های مختلف باشد: در این بررسی‌ها مشاهده شد که مردها و پسرها همواره در تفسیر پیام‌های غیرکلامی نهفته در ژست بدن، حالت صورت و لحن صدا دقت کمتری دارند.
هم‌چنین واکنش مردان نسبت به احساسات ضعیف‌تر است و زودتر هم آنها را فراموش می کنند. در آزمایشی که در دانشگاه استانفورد انجام گرفت، عکس‌هایی از صحنه‌های تکان‌دهنده یا ناراحت‌کننده باعث تحریک بخش گسترده‌تری در مغز زنان شد. پس از سه هفته، زنان در مقایسه با مردان جزییات بیشتری از این تصاویر را به خاطر داشتند.
به همین صورت محققان گمان می‌کنند که یک زن ممکن است به خاطر بگو مگو یا بی‌اعتتنایی کوچکی که شوهرش مدت‌هاست فراموش کرده هم‌چنان ناراحت و عصبانی باشد.
پسرها در سن یک سالگی در مقایسه با دختران ارتباط چشمی کمتری برقرار می‌کنند و به اشیای متحرک مثل ماشین توجه بیشتری نشان می‌دهند تا چهره انسان‌ها. هم پدرها و هم مادرها با پسران‌شان کمتر در مورد عواطف و احساسات صحبت می‌کنند (به جز خشم)، و دایره لغات ذهن پسرها شامل تعداد کمتری از واژه‌های مربوط به احساسات می‌شود.
در زمین بازی- اگر نه در خانه- پسرها یاد می‌گیرند که جلوی اشک‌شان را بگیرند و ترسی از خود نشان ندهند. چهره آنها، که زمانی به اندازه دختران نشان دهنده احساس‌شان بود، با رسیدن به سنین دبستان جدی تر می‌شود.
در سنین بزرگ‌سالی مردان از کلمات کمتری استفاده می‌کنند و صحبت کردن را حداقل در جمع ابزاری برای بالا بردن موقعیت خود می‌دانند، برعکس خانم‌ها که برای نزدیکی به دیگران با آنها وارد صحبت می‌شوند. مردان حتی هنگام صحبت با دوستان‌شان هم در حال تبادل اطلاعات در مورد خرید ، ورزش، ماشین یا کامپیوتر هستند.

چرا مردان منفجر می‌شوند؟


اگر چه زنان هم به اندازه مردان عصبانی می‌شوند ، اما خشم هم‌چنان یک ویژگی مردانه به حساب می‌آید. دکتر کنث دیلیو کریستین، روان‌شناس و نویسنده می‌گوید: «خشم به این علت به وجود می‌آید که شخص به علت سرکوب کردن احساسات خودش دچار سرخوردگی شدید می‌شود با این وجود این کاری است که مردان انجام می‌دهند، چون می‌ترسند که اگر کمی به احساسات‌شان بها بدهند دیگر کنترل آن از دست‌شان خارج می‌شود. اگر شما همه ابعاد وجودتان را رشد ندهید اگر یاد نگرفته باشید که چه‌طور با احساسات‌تان کنار بیایید، تبدیل به سایه‌ای می‌شوید که فقط بخش کوچکی از شخصیت‌تان را نشان می‌دهد و طولی نمی‌کشد که این بنای سستی که از خود ساخته‌اید فرو می‌ریزد.»
در مقاله ی بعد حتما با ما باشید تا راهکارهایی ارائه دهیم که یک مرد در کنار مردانگی اش ،احساساتش را هم بروز دهد.
و همین طور یک زن بتواند به همسرش برای ابراز احساسات آسان تر کمک کند.

برای آنکه احساسات بیشتر در زندگی آقایان وارد شود ، رعایت این نکات توصیه می گردد:


آقایان اینها را امتحان کنید!
«مردانی که بیش از همه احساسات‌شان را پنهان می‌کنند احتمالا حساس‌ترین مردها هستند!»
با این حال شما آقایان می‌توانید بدون گریه و زاری راه انداختن، احساسات‌تان را ابراز کنید.
خوب، چرا شروع نمی‌کنید:
یک خروجی خلاقانه برای خودتان ایجاد کنید.
سرگرمی‌هایی مثل نقاشی یا هر هنر مورد علاقه تان ، می‌تواند ابزار خوبی برای غلبه احساسات یک مرد باشد. یادتان باشد که بسیاری از آثار برجسته هنری و ادبی جهان توسط جنسی خلق شده‌اند که گفته می‌شود احساس ندارد!
استرس و خشم خود را از طریق ورزش تخلیه کنید.
وستوور می‌گوید: « وقتی به جایی می‌رسید که فقط می‌خواهید سرتان را به دیوار بکویید ، یک وقفه 10دقیقه‌ای برای آرام کردن شما کافی است.»
می توانید مواقعی که دچار احساسات شدید می‌شوید ، جایی پیدا کنید و روی زمین شروع به شنا زدن کنید.
سعی کنید « یک کمی » از احساسات‌تان را بروز دهید.

کلمن پیشنهاد می‌کند: این روش را با احساساتی آغازکنید که می‌توانید کنترل‌شان کنید ، یک گوش شنوا پیدا کنید و از عبارت « یک کمی» استفاده کنید گفتن اینکه «یک کمی» ناراحتید یا «یک کمی» می‌ترسید ، بی‌خطرتر از این به نظر می‌رسد که بخواهید آسیب‌پذیری خود را کاملا بیان کنید.
وقتی به جایی می‌رسید که فقط می‌خواهید سرتان را به دیوار بکویید ، یک وقفه 10دقیقه‌ای برای آرام کردن شما کافی است.
به سمت ناراحتی‌های‌تان بروید.
به‌جای اینکه از احساساتی که نمی‌دانید چه‌طور با آنها کنار بیایید اجتناب کنید ، بیشتر به آنها بپردازید. شما به زمان و تلاش نیاز دارید تا یاد بگیرید چگونه احساسات‌تان را کنترل کنید ، چرا که باید مغزتان دوباره آموزش ببیند. اما نگران نباشید، به مرور زمان این کار برای‌تان آسان‌تر می‌شود.

خانم‌ها ، حواس‌تان باشد!


در اینجا روش‌هایی وجود دارد که شما خانم‌ها می‌توانید از آنها استفاده کنید تا همسرتان بتواند با احساساتش راحت‌تر برخورد کند.
برای صحبت کردن در کنار همسرتان باشید تا او احساس کند در کنار اوهستید نه در مقابلش.
هنگام صحبت با او در کنارش باشید نه روبه‌رویش.
روان‌شناسان معتقدند وقتی رودر روی یک مرد قرار می‌گیرید باعث می‌شوید او احساس رقابت یا مقابله کند ،به جای اینکه از آن سوی میز به او خیره شوید ، در یک سمت در کنار شوهرتان بنشینید.
با هم به یک فعالیت فیزیکی بپردازید.
وقتی با شوهرتان پیاده‌روی می‌کنید ، سد دفاعی او شکسته می‌شود. بگذارید موضوع صحبت خود به خود پیش بیاید هرگز یک مرد را مجبور نکنید در مورد چیزی حرف بزند.
هرگز یک مرد را برای حرف زدن راجع به یک روز بد تحت فشار قرار ندهید.
اگر مرد شما روزی طاقت‌فرسا را پشت سر گذاشته، شاید بخواهد از رنج و ناراحتی آن رها باشد. چه فایده‌ای دارد که تمام شب را در احساس بدبختی بگذرانید وقتی این کار گره‌ای از کارتان را باز نمی‌کند؟
نشان دهید ، فقط حرف نزنید.
صحبت کردن شاید برای یک زن محبوب‌ترین شکل عشق ورزیدن باشد ، اما مردان رابطه زناشویی را نوعی وسیله برقراری ارتباط می‌دانند. مردان بخش عظیمی از احساسات خود را به صورت فیزیکی ابراز می‌کنند. به جای اینکه مرد را مجبور کنید احساسش را در قالب کلمات ترجمه کند ، به زبان خودش صحبت کنید.
بگذارید مردتان بداند که به چه نوع حمایت عاطفی نیاز دارید.
مردان نیز مانند زنان می‌توانند از لحاظ عاطفی نسبت به همسرشان حساس و حمایت‌گر باشند ، اما اغلب وقت آنها کفایت نمی‌کند. مردان به این مسایل بی‌توجه نیستند ، اما شما خانم‌ها باید به آنها فرصت دهید تا بدانند چه می‌خواهید و در چه زمانی به آن نیاز دارید.
از همسرتان نظرخواهی کنید.
در یک روز آرام از شوهرتان بپرسید: آیا من تا به حال کاری کرده‌ام که فکر کنی دیگر مثل روزهای اول به تو احترام نمی‌گذارم و تحسینت نمی‌کنم؟ به او بگویید که چقدر از داشتن او خوشحالید و اینکه متاسف هستید که در اغلب موارد نمی‌گذارید او این را بداند. اینجاست که همسرتان دهانش باز می‌ماند!!


پنج شنبه 89 دی 2 , ساعت 5:13 عصر

چرا مردها زن ها را دوست دارند ؟
ـ چون همیشه احساس می کنند جوانند ، حتی وقتی پیر می شوند .
ـ چون هر وقت کودکی را می بینند لبخند می زنند .
ـ چون در همسرداری به گونه ای رفتار می کنند که ذهن هیچ غریبه ای به آن راه ندارد .
ـ چون همه ی توان خود را برای داشتن خانه ای زیبا و تمیز به کار می گیرند و هرگز برای کاری که انجام می دهند توقع تشکر ندارند .
ـ چون هر آنچه که در زندگی خصوصی افراد مشهور اتفاق می افتد را جدی می گیرند .
ـ چون سراغ مسائل غیراخلاقی نمی روند .
ـ چون نسبت به زجری که برای زیباتر شدن تحمل می کنند شکایتی نمی کنند . حتی هنگام استفاده از وسایل خطرناک در سالن های ورزشی
ـ چون آنها ترجیح می دهند سالاد بخورند .
ـ چون فقط عاشق پیش غذاهای متنوع و رنگارنگ هستند .
ـ چون برای حل مشکلات ، روشهای خاص خودشان را دارند ؛ روش هایی که ما هرگز درک نمی کنیم و همین ما را دیوانه می کند .
ـ چون دقیقاً وقتی دیگر خیلی دوستمان ندارند ، با ترحم به ما می گویند : " دوستت دارم " ؛ تا ما متوجه بی علاقگی آنها نشویم .
ـ چون وقتی می خواهند در مورد ظاهرشان چیزی بپرسند ترجیح می دهند این سوال را از خانمی بپرسند و خلاصه با این مدل سوالات ما را عذاب نمی دهند .
ـ چون گاهی از چیزهایی شکایت می کنند که ما هم آن را احساس می کنیم مثل سرما یا دردهای رماتیسمی ، به این ترتیب ما می فهمیم که آنها هم مثل ما آدم هستند !
ـ چون داستان های عاشقانه می نویسند .
ـ چون ساعتها وقت خود را با فکر کردن در مورد اینکه چگونه می توانند با دیگران سر صحبت را باز کنند ، تلف نمی کنند .
ـ چون در حالی که ارتش ما به کشورهای دیگر حمله می کند ، آنها هم محکم و بی منطق می جنگند و سعی می کنند همه ی سوسکهای دنیا را تا آخرین دانه نابود کنند .


پنج شنبه 89 دی 2 , ساعت 5:13 عصر

پله پله تا ملاقات با پدر
پدر‌ها جزء بسیار مهمی‌از زندگی بچه‌ها هستند و باید باشند. مطلبی که می‌خوانید درباره نقش و تیپ پدرها در خانه است چرا که آنها قبل از هر چیز باید شخصیت قابل احترامی ‌برای بچه‌ها در خانه باشند تا بچه‌ها آنها را باور کنند...
نکته‌هایی که در ادامه می‌آید به شما نشان می‌دهد چگونه پدری خوب و قابل احترام باشید:

پله اول: شاهد عشق
 

اجازه بدهید بچه‌ها شاهد عشق، دوستی و احترام بین شما و مادرشان باشند. این موضوع به بچه‌ها یاد می‌دهد: عشق باید در خانه وجود داشته باشد و آنها را آماده می‌کند تا در زندگی آینده‌شان روابط عاشقانه و دوستانه را در بین اعضای خانواده با اظهار محبت به وجود بیاورند.

پله دوم: رهبر خوب
 

یک رهبر خوب در خانه باشید‌، چگونه؟ با انجام دادن وظایف خانوادگی و کارهای مربوط به خانه داری!

پله سوم: وقت اختصاصی
 

تلاش کنید هر هفته زمانی را به صحبت کردن با بچه‌ها اختصاص بدهید. با این روش هم شما از احوال بچه‌هایتان با خبر می‌شوید و هم بچه‌ها از وضعیت شما!

پله چهارم: دوست باشید و نباشید
 

حتما با خواندن این جمله تعجب می‌کنید اما با بچه‌هایتان مثل یک دوست نباشید. البته شما با آنها دوست هستید اما در آخر شما والدین آنها هستید و بچه‌ها به یک منبع و الگوی عملی اخلاق و رفتار احتیاج دارند و در عین حالی که نباید یک پز خیالی برایشان بگیرید و آنها را از خودتان دور کنید نباید وجه پدر بودن را با نزدیکی بیش از حد از دست بدهید.

پله پنجم: گریه پسرانه
 

اجازه بدهید پسرتان وقتی دلیل قانع‌کننده‌ای دارد گریه کند و به عنوان یک پدر به او نگویید: «مرد گریه نمی‌کند» با این روش به او یاد می‌دهید هم احساساتی باشد و هم احساساتش را به موقع بروز دهد.

پله ششم: احترام پسر به دختر
 

به پسرانتان یاد بدهید به دخترها احترام بگذارند چون یک روز آنها مثل شما خانواده تشکیل می‌دهند، همسری دارند و شاید هم دختری داشته باشند!

پله هفتم: قابل اعتماد
 

«اگر همه آدم‌های روی کره زمین قابل اعتماد نباشند، تو باید آدم قابل اعتماد و رو راستی باشی» این درسی است که شما باید به عنوان یک پدر به طور عملی به بچه‌هایتان بدهید.

پله هشتم: مثبت باشید
 

سعی کنید ظاهری قابل احترام و خوش‌پوش داشته باشید تا بچه‌ها در درون خود از این حالت شما احساس غرور کنند.

پله نهم: گوش کن
 

به حرف بچه‌ها به صورت فعال گوش کنید و وقتی با شما حرف می‌زنند تمام حواستان را به آنها بدهید تا بتوانید پیشنهادهای موثر بدهید و در شرایط سخت با آنها همدردی کنید.

پله دهم: دست بزن!
 

وقتی بچه‌ها کار درستی انجام می‌دهند آنها را تشویق کنید و این عمل را با همان سرعتی انجام بدهید که اگر کار نادرستی انجام بدهند مورد سرزنش قرار می‌گیرند.

پله یازدهم: با دیگران مثل خودت باش
 

به بچه‌هایتان یاد بدهید شهروند با اخلاقی باشند و همان‌طور با دیگران رفتار کنند که دوست دارند دیگران با آنها رفتار کنند. وظایف‌شان را که در مقابل دیگران دارند به خوبی انجام بدهند و وظیفه خودشان را به دوش دیگران نیندازند.

پله دوازدهم:
 

غرور: نه، اعتماد به نفس: آری
به بچه‌ها یاد بدهید مغرور نباشند اما با اعتماد به نفس به سوی هدف‌هایشان بروند و حتما گوشزد کنید همان چیزی که به محیط اطراف‌شان می‌دهند به سوی خودشان برمی‌گردانند و همان جمله معروف که: با همان دست که می‌دهی با همان هم پس می‌گیری.

پله سیزدهم: احترام به بزرگ‌تر
 

به عنوان یک پدر اگر به بزر‌گ‌تر‌ها احترام بگذارید، فردا هم بچه‌ها به شما احترام می‌گذارند اگر آن احترام را می‌خواهید این احترام را به جا بیاورید.
منبع:www.salamatiran.com /س


پنج شنبه 89 دی 2 , ساعت 5:13 عصر

5 اشتباه پدران
اگر شما تازه پدر شده‌اید و یا منتظر تولد فرزندتان هستید شاید تصورات کمی‌‌از پدر بودن داشته باشید. این تصورات از تجربیات شما با پدرتان و توقعاتی که جامعه از یک پدر دارد منشا می‌گیرد. متاسفانه تعداد کمی‌منابع برای کمک به مردان آمده‌اند تا نظریه‌هایشان را عنوان کنند و یا داستان‌های عمومی ‌را بیازمایند. با این وجود هرچه بیشتر توقعات نگفته پدر بودن را بررسی کنید شانس بیشتری دارید تا پدری شوید که انتظارش را دارید...

فقط احساسات مادران مهم است


همسر شما از تغییرات جسمانی دوران بارداری شگفت‌زده می‌شود و توجه به جریان تولد باعث می‌شود که همه فکر کنند مادر تنها کسی است که احساساتش مهم است. آیا من هنگام تولد فرزندم ضعیف خواهم بود؟ آیا در کار دکتر مشکلی پیش خواهد آمد؟ روابط من و همسرم چه تفاوتی پیدا خواهد کرد؟ آیا من می‌توانم روال عادی زندگی را در پیش گرفته و پدری که می‌خواهم باشم؟
همسر شما نیاز دارد که احساسات شما را بشنود و شما نیاز دارید که احساسات‌تان را بیان کنید. بعضی از مردان ترس از بارداری همسر و پدر شدن را پنهان می‌کنند زیرا نمی‌خواهند نگرانی‌های همسرشان را بیشتر کنند. از تحت فشار بودن او نترسید. بیشتر زنان چنین عکس‌العملی را درک می‌کنند و می‌دانند پدر شدن باعث ایجاد نوعی تردید در مردان می‌شود. سهیم کردن همسر یا شریک زندگیتان در دلهره‌ای که دارید باعث نزدیک‌تر شدن شما به یکدیگر می‌شود. شما همچنین می‌توانید به سراغ پدرانی بروید که تازه صاحب فرزند شده‌اند یا کتابی در مورد پدر شدن مطالعه کنید یا در کلاس‌ها یا گروه‌هایی برای غلبه بر ترس از پدر شدن شرکت کنید.

نوزادان نیازی به حضور پدران خود ندارند


وابستگی شدید بین همسرتان و نوزاد به خصوص اگر به او شیر می‌دهد می‌تواند برای شما تعجب آور باشد که آیا فرزند شما نیازی به شما دارد یا نه. شما یک شخص بسیار مهم در زندگی او هستید و بودن با شما مایه راحتی و آرامش برای او است. برای نزدیک شدن به فرزندتان او را بغل کنید به پشت‌تان سوار کنید و برای او صدا در بیاورید اما صبر کنید تا شکمش سیر شود در این صورت تمام توجهش را جلب خواهید کرد. گرفتن او بعد از غذا به همسرتان نیز این فرصت را می‌دهد تا انرژی از دست رفته بعد از شیر دادن را جبران کند. می‌توانید با مشارکت در کارهای خانه با همسرتان به طور غیرمستقیم به فرزندتان کمک کنید. کم کردن حجم کار همسرتان باعث می‌شود که او زمان بیشتری را در اختیار فرزندتان باشد. به خاطر داشته باشید با تولد فرزندتان که شما یک تفاوت کلی با قبل پیدا کرده‌اید.

پدران معمولا نمی‌دانند چگونه از کودکان خردسال مراقبت کنند


این یک دروغ بزرگ است که پدران را از داشتن رابطه نزدیک با فرزندانشان دور می‌کند و باعث ایجاد نگرانی بیش از اندازه مادرانی می‌شود که بیم این دارند که مردان توانایی نگهداری از بچه‌ها را ندارند. ما می‌دانیم که پدر اکنون می‌تواند اولین پشتیبان کودک باشد. پدر و مادر بودن چیزی است که هر کسی از والدین خود می‌آموزد. اگر شما برای فرزند خود وقت بگذارید نسبت به نیازهای او حساس خواهید شد. برای رسیدن به این منظور گاهی وقت‌ها از همسرتان بخواهید که از اتاق خارج شود یا وظیفه بچه‌داری را به تنهایی به عهده بگیرید. اجازه دهید تا همسرتان بفهمد شما توانایی انجام کارها را دارید.

پدرانی که کودکان خود را کانون توجه قرار می‌دهند، نمی‌توانند در محیط کار با آن کنار بیایند


مردان کار را مهم‌ترین منبع ثروت و اعتبارخود می‌دانند. مردانی که نمی‌توانند در کار خود موفق شوند خانواده را قربانی کرده و یا در رده بعد از کار خود قرار می‌دهند. اما ما در آغاز راه یک تحول بزرگ فرهنگی قرار داریم. بعضی از مردان معنی والد بودن را می‌فهمند. به همین دلیل کیفیت پدر بودن آنها هم افزایش می‌یابد. بعضی از مردان بودن در کنار خانواده را به سودآوری در کسب و کار ترجیح می‌دهند زیرا آنها ارزش تکامل را در پدر بودن می‌دانند نه اینکه نمی‌توانند به سر کار خود بروند. بیشتر مردان احساس می‌کنند که پدر خوب بودن نشانه تکامل در زندگی است و سعی می‌کنند آن را بر هر کاری مقدم بشمارند.

حالا که خودتان پدر شده‌اید، باید با تصورات غلط پدرتان مقابله کنید


وقتی که شما خودتان پدر می‌شوید پدرتان به یک الگوی مهم برایتان تبدیل می‌شود. بسیار طبیعی است که به گذشته خود برگردید و جا پای پدرتان بگذارید. اما پدر شما نمی‌تواند به عنوان الگوی اولیه شما قلمداد شود بلکه می‌تواند بر روند پدر بودن شما تاثیر داشته باشد. به کسانی که در طی سال‌ها از آنها تاثیر پذیرفته‌اید از جمله معلمان، مربیان، دوستان، دایی، عمو، برادر و دیگران بنگرید و پس از آن شخصیت اصلی یک پدر را از خود نشان دهید. تحقیقات مختلف در جهان نشان داده است که الگوی مشخصی برای پدر بودن وجود ندارد. فرهنگ‌های مختلف پدر بودن را به روش‌های مختلفی تعریف می‌کنند. در بعضی فرهنگ‌های آفریقایی «پدر» یعنی یک گروه از مردان نه یک شخص خاص. در فرهنگ ما یک پدر خوب بودن یعنی حمایت از کودک در خانه، غذا و تحصیلات. شاید آن اندازه که ما برای فرزندانمان وقت می‌گذاریم، پدران ما برایمان وقت صرف نکرده باشند اما به هر حال آنها هم همان کاری را که فکر می‌کردند، بهترین است در حق ما کرده‌اند و در یک زمان هم به خانواده رسیده‌اند و هم در جامعه فعالیت کرده‌اند.
منبع:هفته نامه سلامت


پنج شنبه 89 دی 2 , ساعت 5:13 عصر

9 نکته مهم برای آراستگی آقایون
آقایون امروزی معتمد به نفس، شیک و مردانه جلوه میکنند. در این بخش 10 نکته مهم جهت حفظ آراستگی یک مرد را ارائه می کنیم تا بتوانید در زندگی خود بهترین بوده و مورد تحسین و تمجید خانمها قرار گیرید. این حال تحولات در آقایون ادامه خواهد یافت…

نکته 1:


اگر همیشه مطابق سنتان رفتار نمی کنید، چه دلیلی دارد که صورتتان سنتان را برملا کند؟ پس مراقبت های پوستی را فراموش نکنید. استفاده از محصولات مخصوص رژیم پوست، یک شستشوی ساده، اصلاح دقیق، و استفاده از مرطوب کننده، چهره تان را از این رو به آن رو می کند.

نکته 2:


نوع پوستتان را باید بشناسید تا بتوانید محصولات مراقبی مخصوص پوست خودتان را انتخاب کنید. مثلاً اگر پوستتان چرب است، باید از مرطوب کننده بدون چربی استفاده کنید و اگر پوستتان حساس باشد بهتر است از مرطوب کننده هایی استفاده کنید که ضد آفتاب هم در خود داشته باشند.

نکته 3:


چشمها روی صورت اهمیت زیادی دارند، چون هم سن واقعی شما را برملا می کنند و هم باید نشان دهند که آنشب هم تا دیروقت سر آن پروژه مشغول کار بیدار نمانده اید. برای از بین بردن پف کردگی چشمها یا لکه های دور چشم، از کرم های مخصوص دور چشم استفاده کنید.

نکته 4:


اگر می خواهید پوستتان واقعاً سالم و تر و تازه به نظر برسد، در روز مقدار کافی آب بنوشید، حداقل 5/1 لیتر.

نکته 5 :


ناخن ها را بگیرید و تمیز نگه دارید. درصورت امکان از کسی بخواهید که آنها را برایتان مانیکور کند. از بلند کردن یک ناخن دست اکیداً خودداری کنید!!

نکته 6:


مراقبت از بدن هم اهمیت زیادی دارد. سعی کنید هر روز صبح حمام کنید و درصورت امکان برای جلوگیری از خشک شدن پوستتان از شامپو بدن استفاده کنید نه صابون های معمولی. برای جلوگیری از عرق کردن زیاد در طول روز از اسپری و دئودورانت ضد عرق استفاده کنید.

نکته 7:


اصلاح موها باید دقیقاً متناسب با صورت و مدل مویتان صورت گیرد. شاید آخرین مدل مو به صورت شما نیاید به همین خاطر بهتر است از چند متخصص کمک بگیرید. اگر کم مو هستید، تا حد امکان موهایتان را کوتاه کنید. اصلاح جزئی ابروها نیز در این گروه بندی قرار میگیرد. بهتر است کمی از موهای روییده شده در وسط ابروی خود را مرتب کنید.

نکته 8:


یک رژیم غذایی سالم و متعادل داشته باشید و ورزش کنید. مصرف غذاهای فست فود را در تاحد ممکن کم کنید و تا می توانید از میوه ها و سبزیجات تازه استفاده کنید. اینکار نه تنها احساس نشاط و انرژی بیشتری به شمامی دهد بلکه پوست و مویتان را هم تقویت می کند.

نکته 9:


در ارتباطات احتمالاً محبور می شوید تا می توانید لبخند بزنید به همین دلیل نظافت دندان ها اهمیت زیادی دارد. حتماً حداقل دو بار در روز دندانهایتان را مسواک کنید و برای رفع بوی بد دهان مسواک را روی زبانتان هم بکشید.
منبع:http://www.persianv.com


پنج شنبه 89 دی 2 , ساعت 5:13 عصر

چگونه می توانید برای همسرتان شوهری ایده آل باشید؟

یکی از مهارتهای اجتماعی در بهتر زیستن ما که نقش اساسی در خانواده داشته و به عهده مردان می باشد، شوهر خوب بودن برای همسر می باشد. زندگی شغلی شما آقایان ارتباط مستقیمی با زندگی شخصی و خصوصیات دارد. هر چه در خانه شادتر باشید و ارتباط بهتری با همسرتان داشته باشید، انرژی بیشتری دارید تا صرف کارتان کنید. ارتباط غلط با همسرتان، نیرویی را که برای موفق شدن در کارتان لازم است از وجودتان دور می کند و شما احساس می کنید که دست به هر کاری می زنید و وارد هر شغلی که می شوید دچار شکست می گردید. عقیده بر این است که برای بهتر زیستن در کانون گرم خانواده و ارتباطات اجتماعی در بین افراد خانواده بیشترین نقش را آقایان دارند. به همین خاطر لازم است آقایان با توجه به مشغله های فراوان در محیط خارج از خانه، فشار روحی برای کار بیشتر، توصیه زیر را برای بهتر بودن و بهتر زیستن به کار برند.
شوهران دوست دارند بدانند که چگونه می توانند خانه شان را نسبت به خودشان متعهد و علاقه مند نگه دارند. با رشد آگاهی شماست که متوجه می شوید نیازها و خواسته های زنان ممکن است با شما متفاوت باشد. با یاد گرفتن و اجرای فنون زیر شما دارای همسری شاد و دوست داشتنی، حامی، علاقمند و وفادار می گردید و تغییرات معجزه آسایی را در زندگیتان پدید می آورید.

1. همسرتان را با افراد دیگر مقایسه نکنید:


هیچ زمانی همسرتان را با دیگری، به ویژه نزدیکانتان مقایسه نکنید.
با این اعمال، شما عدم امنیت را در جایی که نباید باشد، ایجاد می کنید. به طور مثال مردی که می خواهد گذشته را دوباره زنده کند، به سوی دردسر می رود. به خاطر داشته باشید همسرتان می خواهد در زندگی شما مقدم ترین فرد باشد. وقتی شما الگویی را مثال می زنید مانند مادرتان، همسرقبلی تان، دخترخاله تان، آن طور احساس کردن برای او خیلی سخت است، او باور می کند که باید دقیقا عین آن الگو عمل کند و از آن پیروی کند. هر زنی دوست دارد بابت توانایی های خودش مورد تحسین قرار گیرد. به او اجازه دهید همان زن شایسته ای باشد که هست.

2. عشق خود را نسبت به همسرتان اثبات کنید:


زنان همیشه انتظار دارند که شوهرشان عشقشان را به صورت محسوس و ملموس نشان دهند. در واقع، عشق را هر روز و از راههای کوتاه باید بر زبان آورد و نشان داد. خرید هدیه های کوچک و تقدیم آن به شکلی خوشایند می تواند جالب و زیبا باشد. مثلا شما می توانید یک بسته شکلات بزرگ بخرید و به آن یادداشتی ضمیمه کنید، بدین مضمون، «تقدیم به همسر بی نظیرم که همیشه به من خوبی و عشق می دهد». هدیه هایی که خانم ها دوست دارند شوهرشان به آن ها تقدیم کند بدین قرارند: گل، کارت پستالهای زیبا، همراه با نامهای با دست خط خودتان، عطر، جوهرات، مجسمه های زیبا، کیف، لباس، بسته های شکلات و غیره. اگر امکان پیچیدن هدیه هست، حتما آن را با کادوهای رنگی زیبا بسته بندی کنید.
منبع: کتاب مهارتهای زندگی


پنج شنبه 89 دی 2 , ساعت 5:13 عصر

پله پله تا ملاقات با پدر

پدر‌ها جزء بسیار مهمی‌از زندگی بچه‌ها هستند و باید باشند. مطلبی که می‌خوانید درباره نقش و تیپ پدرها در خانه است چرا که آنها قبل از هر چیز باید شخصیت قابل احترامی ‌برای بچه‌ها در خانه باشند تا بچه‌ها آنها را باور کنند...
نکته‌هایی که در ادامه می‌آید به شما نشان می‌دهد چگونه پدری خوب و قابل احترام باشید:

پله اول: شاهد عشق
 

اجازه بدهید بچه‌ها شاهد عشق، دوستی و احترام بین شما و مادرشان باشند. این موضوع به بچه‌ها یاد می‌دهد: عشق باید در خانه وجود داشته باشد و آنها را آماده می‌کند تا در زندگی آینده‌شان روابط عاشقانه و دوستانه را در بین اعضای خانواده با اظهار محبت به وجود بیاورند.

پله دوم: رهبر خوب
 

یک رهبر خوب در خانه باشید‌، چگونه؟ با انجام دادن وظایف خانوادگی و کارهای مربوط به خانه داری!

پله سوم: وقت اختصاصی
 

تلاش کنید هر هفته زمانی را به صحبت کردن با بچه‌ها اختصاص بدهید. با این روش هم شما از احوال بچه‌هایتان با خبر می‌شوید و هم بچه‌ها از وضعیت شما!

پله چهارم: دوست باشید و نباشید
 

حتما با خواندن این جمله تعجب می‌کنید اما با بچه‌هایتان مثل یک دوست نباشید. البته شما با آنها دوست هستید اما در آخر شما والدین آنها هستید و بچه‌ها به یک منبع و الگوی عملی اخلاق و رفتار احتیاج دارند و در عین حالی که نباید یک پز خیالی برایشان بگیرید و آنها را از خودتان دور کنید نباید وجه پدر بودن را با نزدیکی بیش از حد از دست بدهید.

پله پنجم: گریه پسرانه
 

اجازه بدهید پسرتان وقتی دلیل قانع‌کننده‌ای دارد گریه کند و به عنوان یک پدر به او نگویید: «مرد گریه نمی‌کند» با این روش به او یاد می‌دهید هم احساساتی باشد و هم احساساتش را به موقع بروز دهد.

پله ششم: احترام پسر به دختر
 

به پسرانتان یاد بدهید به دخترها احترام بگذارند چون یک روز آنها مثل شما خانواده تشکیل می‌دهند، همسری دارند و شاید هم دختری داشته باشند!

پله هفتم: قابل اعتماد
 

«اگر همه آدم‌های روی کره زمین قابل اعتماد نباشند، تو باید آدم قابل اعتماد و رو راستی باشی» این درسی است که شما باید به عنوان یک پدر به طور عملی به بچه‌هایتان بدهید.

پله هشتم: مثبت باشید
 

سعی کنید ظاهری قابل احترام و خوش‌پوش داشته باشید تا بچه‌ها در درون خود از این حالت شما احساس غرور کنند.

پله نهم: گوش کن
 

به حرف بچه‌ها به صورت فعال گوش کنید و وقتی با شما حرف می‌زنند تمام حواستان را به آنها بدهید تا بتوانید پیشنهادهای موثر بدهید و در شرایط سخت با آنها همدردی کنید.

پله دهم: دست بزن!
 

وقتی بچه‌ها کار درستی انجام می‌دهند آنها را تشویق کنید و این عمل را با همان سرعتی انجام بدهید که اگر کار نادرستی انجام بدهند مورد سرزنش قرار می‌گیرند.

پله یازدهم: با دیگران مثل خودت باش
 

به بچه‌هایتان یاد بدهید شهروند با اخلاقی باشند و همان‌طور با دیگران رفتار کنند که دوست دارند دیگران با آنها رفتار کنند. وظایف‌شان را که در مقابل دیگران دارند به خوبی انجام بدهند و وظیفه خودشان را به دوش دیگران نیندازند.

پله دوازدهم:
 

غرور: نه، اعتماد به نفس: آری
به بچه‌ها یاد بدهید مغرور نباشند اما با اعتماد به نفس به سوی هدف‌هایشان بروند و حتما گوشزد کنید همان چیزی که به محیط اطراف‌شان می‌دهند به سوی خودشان برمی‌گردانند و همان جمله معروف که: با همان دست که می‌دهی با همان هم پس می‌گیری.

پله سیزدهم: احترام به بزرگ‌تر
 

به عنوان یک پدر اگر به بزر‌گ‌تر‌ها احترام بگذارید، فردا هم بچه‌ها به شما احترام می‌گذارند اگر آن احترام را می‌خواهید این احترام را به جا بیاورید.


پنج شنبه 89 دی 2 , ساعت 5:13 عصر

چرا مردها بی‌احساس می‌شوند؟
اغلب مردهایی که در معرض استرس شدید قرار دارند در خود فرو‌می‌روند، سکوت می‌کنند و بی‌احساس می‌شوند تا مسئله خود را به شکلی حل کنند.
از آنجایی که طبیعت اصلی مرد، مردانه و مذکر است برای مبارزه با استرس به این نیاز دارد که خود را از معرکه عقب بکشد و مدتی را به تنهایی بگذارند. این رفتار قدرت مردانه او را تشدید و تقویت می‌کند.بنابراین زمان مناسبی برای رسیدگی به واکنش‌های عاطفی و احساسی نیست. اغلب مردها در برخورد با استرس ابتدا با احساسات خود قطع رابطه می‌کنند تا بتوانند به طور عینی و منطقی با مسئله پیش آمده برخورد کنند.
زن‌‌ها از این رفتار مردها به هراس می‌افتند زیرا اگر قرار باشد زنی با احساسات خود قطع ارتباط کند باید به قدری ناراحت باشد که بخواهد کسی را رد کند اما این موضوع در مورد مردها صدق نمی‌کند در حالی‌که مردها خود به خود در واکنش به استرس با احساسات خود قطع رابطه می‌کنند.
مرد توانایی آن را دارد که در لحظه‌ای در خود فرو برود و سکوت اختیار کند به همین شکل می‌تواند در لحظه‌ای از این حال خارج شود.
وقتی مردها متعادل‌تر می‌شوند برای آنها صحبت درباره این‌که از چه موضوعی ناراحت بودند ساده‌تر می‌شود.
وقتی مرد از دنیای سکوت و تنهایی بازمی‌گردد ممکن است حرفی برای گفتن نداشته باشد زیرا ممکن است به این نتیجه رسیده باشد که دلیل و موضوعی برای ناراحت شدن وجود ندارد. در اغلب موارد وقتی مرد از سکوت و انزوا خارج می‌شود و می‌گوید که همه چیز خوب و عالیست بهتر است زنش به این گفته او اطمینان کند و در شرایط آرام قرار بگیرد.
زن‌ها را درک کــنید
 نیاز به درک شدن برای زن‌ها
وقتی مرد، زمان کافی برای درک کردن احساسات و نیازهای همسرش صرف نمی‌کند زن به سادگی سردرگم می‌شود و امکان این‌که واکنشی شدید و بی‌تناسب نشان دهد افزایش می‌یابد.
وقتی زنی احساسات خود را با شوهرش در میان می‌گذارد اگر شوهر به حالت انفعالی به صحبت‌های او گوش فرا دهد و امیدوار باقی بماند که به زودی حرف‌های زنش تمام خواهد شد روی او اثر می‌گذارد و بر ابهامات یا ناراحتی‌هایش می‌افزاید.
وقتی زن‌ها تصمیم می‌گیرند مانند مردها رفتار کنند و به منطق بیش از احساسات خود بها بدهند گیج و سردرگم می‌شوند به خصوص اگر قرار باشد زیر فشاری برای تصمیم‌گیری باشند. معمولا وقتی زنی سردرگم است، می‌خواهد تصمیمی بگیرد در این زمان او بیش از هر چیز به آرامش نیاز دارد وباید آرام بگیرد و احساساتش را مرور کند. در این زمان است که می‌تواند به راحتی تصمیم بگیرد. وقتی مردی برای درک کردن زنش به حرف‌های او گوش می‌دهد خود به خود متعادل‌تر می‌شود و زن زمانی متعادل‌تر می‌شود که بتواند حرف‌ها و احساساتش را بازگوید و این تنها زمانی میسر است که مردها بتوانند زبان تکلم زن‌ها را بیاموزند و زن‌ها هم به طریقی سخن بگویند که مردها میل به شنیدن داشته باشند.
یکی از فواید گوش‌دادن مردها به صحبت همسرانشان این است که آنها احساسات خود را کنار می‌گذارند و از افکار خود برای درک احساسات زنشان و این که چرا او چنین احساسی دارد استفاده می‌کنند.


پنج شنبه 89 دی 2 , ساعت 5:13 عصر

پدران و افسردگی بعد از زایمان

یکی دو ماه بعد از تولد نوزاد، زندیگ طبیعی همه اعضای خانواده دستخوش تغییر می شود. برنامه های روزمره به هم می ریزد و دیگر مثل روزهای قبل از ورود این کوچولو همه چیز خوب و مرتب پیش نمی رود؛ البته نه صرفا به خاطر تولد او، بکله بیشتر به خاطر تغییرات روانی و جسمی که مادر یا به عبارتی مدیر خانه به آن دچار می شود. مادر به علت اینکه رکن و گرداننده امور خانه است، نقش به سزایی در آرامش و نظم و ترتیب خانه دارد. افسردگی مادر پس از زایمان تا یکی دو ماه و حتی گاهی تا چند ماه، آرامش را تا حدودی از اعضای خانواده سلب می کند. بی حوصلگی او و گاهی نداشتن تجربه قبلی در امر مراقبت از نوزاد و ناتوانی در تشخیص علت گریه نوزاد مزید بر علت شده و باعث می شود افسردگی مادر و گریه های نوزاد روی هم اثرات تشدید کننده بکذارند. اما همه چیز به افسردگی مادر ختم نمی شود و به قول معروف نباید همه کاسه ها را سر مادر خانواده شکست. پد ر هم نقش دارد!
تحقیقات نشان می دهد که عوامل زیادی در کنار ناراحتی روحی مادر در بروز گریه های نوزاد موثر است که نباید از آن ها غافل شد. تا حالا تصور می شد که فقط افسردگی مادر و مشکلات دوران بارداری است که روی تکامل کودک و مسایل مربوط بهاین دوران نقش دارد اما محققان به تازگی دریافته اند که افسردگی پدرانو شرایط روحیو عاطفی آنها و غمگین بودن آنها هم می تواند از عوامل تاثیر گذار دیگر روی نوزاد و از علل گریه زیاد نوزاد باشد.

پدر هم نقش دارد
 

گریه نوزاد و دردهای کولیکی او می تواند به دلیل وضعیت روحی پدر هم باشد. بر اساس تحقیقات دانشمندان هلندی، افسردگی مادران پس از زایمان باعث عدم مراقبت صحیح از نوزاد و ناآگاهی از نیازهای او شده و با گریه های طولانی و زیاد و حتی دردهای کولیکی نوزادان که از مشکلات شایع آنها است، ارتباط دارد. این افسردگی باعث عدم تشخیص به موقع و رفع نیاز شده و روی سیر تکاملی و رشد نوزاد اثرات بدی می گذارد اما اهمیت عوامل پدری و احساس او را نباید نادیده گرفت. در کنار شرایط روحی مادر وضعیت رواین پدردر طول بارداری همسرش نیز در گریه های بعدی نوزاد آنها نقش مهمی دارد. محققان برای درک بهتر ارتباط بین گریه زیاد نوزاد و افسردگی پدر نشانه های افسردگی را روی 4 هزار و چهارصد نوزاد تا دو ماهگی بررسی کردند.
گریه زیاد به صورت گریه بیش از سه ساعت در روز و بیش از سه روز در هفته تعریف شده بود. بر اساس این تحقیقات احتمال افسردگی پدران در نوزادانی که زیاد گریه می کردند 30 درصد بیشتر از سایر پدرانی بود که در دوران بارداری همسرشان شرایط روحی خوبی داشتنتد. به گفته محققان، شرایط شغلی و استرس های اقتصادی به طور غیر مسقتیم و عوامل ژنتیکی مربوط به یک پدر افسرده از عوامل گریه های زیاد نوزادان است.
در واقع یک پدر مبتلا به افسردگی دو بار بیشتر احتمال دارد تا صاحب نوزادی شود که بیش از حد گریه می کند. بنابراین تشخیص افسردگی پدر قبل از بارداری همسرش یا حتی در دوران بارداری و درمان آن، در کاهش گریه نوزاد بسیار مفید و موثر است.اگر شما به عنوان یک مرد متاهل قرار است به تا چند ماه دیگر صاحب فرزندی شوید یا هنوز تصمیم به بچه دار شدن نداریداما قصد دارید تا یکی دو سال آینده بچه دار شوید و علایم افسردگی و بی حوصلگی را در خود مشاهده می کنید یا حتی بی احتیاط رانندگی می کنید، همیشه عصبی هستید و از همه چیز شاکی هستید و در محیط کارتان با همکارانتان رابطه خوبی ندارید. بدانید که افسردگی در کمین شما است.

پشت افسردگی مردانه
 

مردان و زنان علائم افسردگی متفاوتی را بروز می دهند. افسردگی مردان نا مشخص تر از افسردگی زنان است. علل این موضوع هم بی میلی برای بحث در مورد علائم افسردگی است. به عنوان یک مرد، شاید برای صحبت کردن راجع به هعلائم خود با خانواده و دوستان خودتان رواست. نباشید، به ویژه بیان احساسات خود. مرد افسرده بیماری روانی خود را تهدیدی برای مردانگی خود می داند. مثل خیلی از مردان دیگر، شاید به استقلال، مناعت طبع و وارستگی خود تاکید داشته باشید. شاید بیان احساسات مربوط به افسردگیخود را جدا از حالات مردانه خود بدانید و تمایلی برای بروز آنها نداشته باشید در صورتی که با بیان آنها می توانید افسردگی را سرکوب کنید. گاهی اوقات، با وجود اینکه افسردگی مردان مشخص می شود اما با درمان خود مخالفت می کنند. شای نگران خراب شدن وجه خود در محل کار خود می باشند یا فکر می کنند دیگر خانواده و دوستان به آنها احترام نمی گذارند.

علایم افسردگی مردان
 

علت تفاوت افسردگی زنان و مردان می تواند هورمون ها، مواد شیمیایی مغز یا روش های غلبه بر آن باشد. علائم و نشان افسردگی مردان شامل موارد زیر می باشند: رفتار خشن و ناسزا آمیز، خشم نامناسب، رفتار گریز آمیز، درگیی در ورزش و کار، رفتار مخاطره آمیز از قبیل رانندگی بی ملاحظه، رابطه جنسی نا مشروع، مصرف بیش از حد الکل و مواد مخدر، خطور افکار خودکشی به ذهن. تمام اینها می توانند شناسایی افسردگی مردان را سخت تر کنند و حتی ممکن است منجر به تشخیص نادرست شوند.


پنج شنبه 89 دی 2 , ساعت 5:13 عصر

موسیقی درمانی/ جایگاه موسیقی درمانی در ایران و جهان -3 
 
هنر در طول تاریخ وسیله‌ای برای سازگاری، انعطاف، خلاقیت، دوستی، مهر و آرامش مردم بوده است در میان هنرها موسیقی به دلیل داشتن انرژی، تحرک و جاذبه ذاتی بسیار نافذ بوده و به طرز فوق‌العاده‌ای بشر را به خود مشغول کرده است.
ایران به عنوان یکی از تمدن‌های کهن علاقه و قابلیت فرهنگی خود را در استفاده از موسیقی در زمینه‌های مختلف به خوبی نشان داده و از آن در زمینه‌های درمانی، روحی و عرفانی استفاده کرده است.
استفاده از موسیقی در درمان بیماری‌های مختلف در ایران کهن همواره مورد توجه قرار گرفته است اما با تغییراتی که در قرون بعد در فرهنگ ایرانی ایجاد شد، استفاده از موسیقی درمانی نیز کاهش یافت و عرصه برای پیشرفت‌های عملی این رشته نیز تنگ شد.
موسیقی آرام‌بخش در ایران باستان با ظهور دین زرتشت آغاز شد کتاب اوستا و اشعار آهنگین گات‌ها الهام بخش موسیقی‌دانها برای تصنیف آوازها و ملودی‌ها و همچنین تشکیل مراسم و آیین‌های موسیقایی بوده است.
موسیقی در ایران باستان در خدمت تلقینات دینی و اشارات مذهبی بوده است که نوع اعتلا یافته آن امروز در تمرین‌های تن آرامی دیده می‌شود.
بعد از حضور اسلام در ایران عمده فعالیت‌های موسیقایی، نوشتاری و نظری شد و بیشتر مطالب نظری رنگ و بویی از برداشت‌های یونانیان داشت که با تغییراتی به جامعه ایرانی منتقل شده بودند.
در این دوره به دلیل ممنوعیت‌های موجود، این فعالیتها رشد چندانی نکرد و سیر تحولی هم در این زمینه به چشم نمی‌خورد.

موسیقی درمانی علمی در ایران
موسیقی درمانی در ایران هر چند حدود بیست سال سابقه دارد، اما به مفهوم علمی آن، در کشور نو پا به شمار می‌رود.
در موسیقی درمانی می‌توان از قابلیت‌های گوناگون موسیقی اصیل و پاپ ایرانی، ترانه‌های زیبا و سازهای مختلف استفاده کرد و قطعات و آثار زیبایی برای تقویت بهداشت روانی و سرزندگی روحیه اجتماعی تصنیف و تنظیم کرد.
بدون شک موسیقی ایرانی سرشار از گفته‌ها و مطالبی است که می‌تواند آرام بخش و مرهمی بر دلهای عموم باشد اما تنظیم چنین آثاری نیازمند درک شرایط شنوایی مردم و کاربردهای مناسب موسیقی درمانی است.
به همین صورت سازهای ایرانی قابلیت تنوع و گستردگی در زمینه موسیقی درمانی را دارند.
دکتر "علی زاده‌محمدی" رئیس انجمن موسیقی درمانی ایران می‌گوید سازهایی که در موسیقی درمانی به کار می‌آیند از نظر شکل، اندازه، صدادهی و جنس متنوع است این سازها معمولا از لحاظ شنیدن و حرکت دادن، خوش صدا و خوش دست بوده و افراد به راحتی می‌توانند آن را به کار گیرند و بنوازند.
وی می‌گوید در موسیقی درمانی از انواع سازهای کلاسیک، ملی و محلی و حتی سازها و ابزارهای صوتی دست ساز بر حسب نیاز استفاده می‌شود هدف اصلی درمان بیماری است و قصد آموزش موسیقی و یا نوازندگی وجود ندارد.
هر چه ساز ساده، زیبا و جذاب تر باشد درمانجو ارتباط بهتری با آن برقرار می‌کند و درمان موثرتر واقع می‌شود در ساخت سازهای درمانی همواره باید به سادگی، ارتباط و تماس بدنی راحت با آن، صدادهی و تا حد امکان صدای استاندارد دقت شود.
به گفته وی سازهای موسیقی درمانی دو دسته‌اند: سازهای ملودی و سازهای ضربی.
دکتر زاده‌محمدی می‌گوید معمولا موسیقی‌دانان هر کشوری بر اساس سازهای ملی و محلی خود سازهای مختلفی می‌سازند. در ایران نیز سازهای کلاسیک و محلی گوناگونی وجود دارد که می‌توان با تغییراتی، از آنها برای جلسه‌های موسیقی درمانی استفاده کرد.
از میان درمان‌های حمایتی روش هنردرمانی در بسیاری از کلینیک‌های دنیا رواج پیدا کرده است. این روش با استفاده ابزارهای پیشرفته، شرایط مناسبی را برای تقویت و حمایت از درمان‌های پزشکی فراهم می‌کند.
موسیقی درمانی علمی تقریبا دو دهه را در ایران پشت سر می‌گذارد اما این علم در جهان در اواسط قرن بیستم به دنبال جنگ‌های اول و دوم جهانی و بروز اختلالات روانی در افراد ضرورت و الزام درمان توام با موسیقی مورد توجه قرار گرفت.
رشته موسیقی درمانی در مقطع لیسانس و فوق لیسانس به عنوان یک رشته آکادمیک و دانشگاهی برای اولین بار در دانشگاه میشیگان مطرح شد.
گفته می‌شود موسیقی و ریاضی امری ذاتی است و انسان برای پرداخت به آنها لازم است از ترکیب ژنی خاصی بهره‌مند باشد.
در یونان قدیم ارتباط نزدیکی بین موسیقی و شفا وجود داشت. این همبستگی در "آپولو"، یکی از خدایان یونانی کاملا مشهود است زیرا او خدای موسیقی و درعین‌حال خدای طب بود.
یونانیان معتقد بودند که امراض نتیجه عدم هارمونی یا هماهنگی در وجود فرد است و موسیقی با قدرت روحی و اخلاقی خود می‌تواند با برگرداندن هماهنگی و نظم به بدن، سلامتی را برای بیمار به ارمغان آورد.
پژوهش‌های انجام شده نیز نشان می‌دهد غده تالاموس به عنوان مهمترین غده در مغز انسان محرک‌های صوتی را به وسیله سیستم‌های عصبی دریافت می‌کند و در کنار حافظه و تخیل به آنها پاسخ می‌دهد.
روشهای موسیقی درمانی به علت ایجاد ارتباط، تخلیه احساس‌ها، افزایش بصیرت و خودآگاهی نسبت به خود و محیط تاثیر بسیار بارزی دارد.
امروزه موسیقی از حالت سنتی به رویکردهای علمی تر و کلاسیک تغییر جهت داده است و از آن در تعلیم و تربیت، توانبخشی، رشد، بهداشت، استراحت، تمرین‌های روحی و تمرکز استفاده می‌شود.
اگر بپذیریم که موسیقی درمانی رشته‌ای علمی و دانشگاهی است، این کار باید با تجربه‌های دانشگاهی و کاربردهای علمی و عملی در مراکز و بیمارستانها همراه باشد و از فعالیت‌هایی که صرفا جنبه توصیفی، ذهنی و غیر واقعی دارد تفکیک شود.
 


<   <<   11   12   13   14   15   >>   >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ