من همسر دوم بودم و چاره ای نداشتم
زمین یخزده و لیز بود، ولی برای من که می خواستم دقایقی دیگر خودم را زیر یک ماشین پرتاپ کنم و از این زندگی سراسر رنج خلاص شوم، فرقی نمی کرد که بشدت زمین بخورم. سرم را به طرف راست گرداندم. باد سردی به صورتم خورد. ماشینی از دور می آمد. نور چراغهایش هیچ امیدی را در دلم زنده نمی کرد. جز به مرگ به چیز دیگری فکر نمی کردم، البته تنها نگرانی ام دخترک چهار ساله ام -شیرین- بود که او را به عمه اش سپرده بودم و نمی دانستم بعد از مرگم چه بلایی سرش می آید. ماشین که نزدیکتر شد، خیز برداشتم، اشهدم را گفتم و ناگهان خودم را جلوی ماشین انداختم. محکم به آسفالت سرد و خیس خوردم و صدای گوش خراش ترمز ماشین را شنیدم، اما گذشتن چرخ های آن را از روی بدنم احساس نکردم. یعنی به همین راحتی و بدون درد مرده بودم؟اما نه...بدنم داغ بود، نفس می کشیدم و هنوز می توانستم بخاری را که از بیرون آمدن نفسهایم درست می شد،ببینم. راننده از ماشین بیرون آمد و سراسیمه خود را به بالای سرم رساند و گفت:
خانم،خانم...این چه کاری بود که کردی؟ نزدیک بود مرا و خودت را بدبخت کنی... پاشو...پاشو... پاشوببینم...
سر که برگرداندم ماشین را دو – سه متر آن طرفتر دیدم. پس نقشه ام نگرفته بود. زور به وسط خیابان پریده بودم و نتوانسته بودم مرگ را به آغوش بگیرم. مرد که سی و هفت-هشت سال بیشتر نداشت، گوشه آستینم را کشید و گفت:
پاشو خانم، پاشو الان مردم جمع می شوند و فکر می کنند واقعاً من به شما زده ام.
بلند شدم. مانتو و دستهایم خیس شده بود. لجم گرفته بود در ماشین را باز کرد و گفت:
بنشین توی ماشین گرم می شوی. بخاری روشن است.
بی اراده حرفش را پذیرفتم و روی صندلی جلو نشستم و دستهایم را مقابل بخاری گرفتم. در یک لحظه گرمای دلپذیری به بدنم دوید و از اینکه می خواستم خودم را بکشم، خنده ام گرفت، اما این فقط برای یک لحظه بود و دوباره آرزو کردم ای کاش می مردم. مرد راه افتاد و گفت:
خدا را شکر که خیابان خلوت بود و کسی متوجه نشد.حوصله دردسر ندارم. خب، شما که جوانی و هزار آرزو داری، چرا می خواستی خودت را بکشی؟
جوابش را ندادم،حرفی برای گفتن نداشتم.نیم نگاهی به من انداخت و گفت:
حداقل به خاطر دردسری که می خواستی برایم بتراشی حرف بزن!می دانی اگر تو را زیر می گرفتم چی مشد؟ تو خلاص می شدی و من زندانی...آخر باید چه طوری ثابت می کردم که تو می خواستی خودت را بکشی؟
نگاهش کردم و گفتم: فکر اینجا را هم کرده بودم. سپس از جیب مانتویم نامه ای را درآوردم و گفتم:
توی این نوشته ام که قصد خود کشی داشته ام و راننده مقصر نیست.
لبخندی زد و گفت:
یعنی واقعاً می خواهی خودت را بکشی؟اخر چرا؟
خب حداقل سرگذشتت را برایم تعریف کن، بعد خودم تو را میکشم. این بار وقتی خودت را جلوی ماشینم پرت کردی اصلاً ترمز نمی کنم.
از لحن حرف زدنش خنده ام گرفت وآرام گفتم؟
واقعاً...؟
مکثی کرد و در حالی که لبخندی تحویلم می داد، گفت؟
اگر انگیزه ات قوی بود و هیچ راه حلی جز خودکشی نداشتی، آره...خب، حالا بگو ببینم چرا از زندگی سیر شده ای؟
و من بدون اینکه روبه رو را نگاه کنم چشم به دستهایم دوختم و گفتم:
پنج سال قبل وقتی فقط هفده سال داشتم به اصرار پدر و مادرم با جبار ازدواج کردم. او دوازده سال از من بزرگتر بود.یکی- دو سال اول زندگی مشکل چندانی نداشتیم، جز اینکه غیبت های طولانی او مشکوک بود. گاهی می رفت و ده- پانزده روز پیدایش نمی شد. دخترم که بدنیا آمد، سعی کردم دلگرم تر با جبار ادامه بدهم، اما یک روز خبر آوردند که او را دستگیر کرده اند. جبار عضو یک گروه قاچاق مواد مخدر بود و در دادگاه به بیست سال حبس محکوم شد . به انتظار او ماندن جایز نبود، بنابراین تقاضای طلاق دادم و مهریه ام را بخشیدم و خلاص شدم. غافل از اینکه این تازه اول بدبختی های من است. یک زن جوان بیست ساله با یک دختر دو ساله پیش هیچکس جا نداشت. مردم هر روز شایعه جدیدی درست می کردندتا آنجا که مرا هم قاچاقچی جلوه دادند. این حرف ها باعث شد هیچ کس برای خواستگاری از من قدم جلو نگذارد، مگر آدم های مسن یا هوسباز.
پدر مادرو هر روز به من فشار می آوردند که تکلیفم را روشن کنم. نه حوصله مرا داشتند، نه حوصله دخترکم را. جلو چشمم او را کتک می زدند و من نمی توانستم حرفی بزنم. جرات نداشتم پایم را از خانه بیرون بگذارم تا اینکه چند وقت قبل پدرم بعد از کلی مقدمه چینی گفت:
آقا رئوف از تو خواستگاری کرده...درست است که سنی از او گذشته، اما دنیا دیده و سالم است و می تواند سایه سرت باشد.
از تعجب نزدیک بود شاخ در بیاورم. آقا رئوف بقال سر کوچه مان است و حداقل سی سال از من بزرگتر است، یعنی تقریباً همسن پدرم.
پدر، آخر من کجا و آقا رئوف کجا ؟
دهانت را ببند دختر! تا آخر عمر که نمی توانی بی شوهر بمانی؟
دلم را به دریا زدم و با خود گفتم شاید ازدواج با آقا رئوف از ماندن در خانه پدر و تحقیر شدن بهتر باشد، اما وقتی رضایتم را اعلام کردم، پدرم گفت:
راستی، او تو را بدون دخترت می خواهد.
پس شیرین را چکار کنم؟
نمی دانم...تحویل خانواده پدرش بده! مگر نمی گویی عمه وکوچکش او را خیلی دوست دارد؟
اما...او پاره تن من است. او دختر من است. اگر سایه مادر بالا سرش نباشد معلوم نیست توی این جامعه چه بر سرش بیاید...
اما پدرم فقط حرف خودش را می زد. او می خواست زودتر از دست من خلاص شود. این بود که تصمیم گرفتم خودم را از این زندگی تلخ و طاقت فرسا نجات دهم...شیرین را به بهانه اینکه به مسافرت چند روزه می روم به عمه کوچکش سپردم و...
راننده ماشین که حالا می دانستم مهندس است و نامش مهرداد، گفت:
با مرگ می خواستی خودت را نجات دهی؟، خب، آن وقت تکلیف شیرین چی می شد؟ آهی کشیدم و گفتم ؟
چار? دیگری هم داشتم؟
آره همه درها که بسته نیست..مثلاً
حرفش را ادامه نداد. ماشین را کنار خیابان پارک کرد و دو لیوان شیر کاکائو داغ خرید و دوباره پشت فرمان نشست. یکی را به دست من داد و گفت:
مثلاً می توانی با یک ازدواج موقت فکر کنی و وقتی از طرف مقابل شناخت کافی به دست آوردی، به عقد دائم او در بیایی.
جرعه ای از شیر کاکائو را نوشیدم و گفتم:
نه، ازدواج موقت یعنی در به دری...تا به حال نشنیده ام چنین ازدواج هایی ختم به خیر شده باشدو در حالی که لیوان یک بار مصرف را در مشتش می شکست گفت:
ببین...راستی اسمت چی بود؟
سودابه...
ببین سودابه... من مجبورم در ماه چند روز به خاطر ماموریت به تهران بیایم.من زن و بچه دارم. از زندگی ام هم راضی ام...اما به خاطر خدا راضی ام با تو به طور موقت ازدواج کنم، به این شرط که برایت آپارتمانی اجاره کنم و خرجی ات را هم بدهم و در ماه چند روز پیش تو باشم.
فکر کردم و گفتم:
این وضع تا کی ادامه پیدا خواهد کرد؟
تا وقتی که تو بخواهی و قبول کنی به عقد دائم من در بیایی.
با خوشحالی گفتم:
دخترم را هم قبول خواهی کرد؟
آره...
اما خانواده ام با عقد موقت راضی نیستند.
به محضردار پول می دهم و می گویم نقش بازی کند و طوری وانمود کند که انگار به عقد دائم هم در آمده ایم...کاری به کار اینها نداشته باش!
و من احمق هم پذیرفتم...
مهرداد فقط دو ماه کرایه آپارتمان را داد و خرجم را کشید و بعد از آن انگار از من سیر شد که گفت:
بهتر است کاری دست و پا کنی، چون می ترسم حقوقم برای دو خانواده کفاف ندهد.
به این نیت که کمک خرج او باشم دنبال کار گشتم و در یک شرکت خصوصی به عنوان منشی مشغول شدم، اما حقوقم به اندازه ای بود که می توانستم پول مهد شیرین . کرایه ماشین و نهار را بپردازم، در حالی که مهرداد توقع داشت کرایه خانه را هم من بدهم.
خب، اگر قرار باشد کرایه خانه را هم بدهم، چه احتیاجی به تو دارم؟
مهرداد خندید و گفت:
من سایه سرت هستم.تا موقعی که می دانند شوهر داری جرات نمی کنند چپ نگاهت کنند. مثل اینکه فراموش کرده ای از دست خانواده ات و اطرافیان می خواستی خودت را بکشی...
مدتی دندان به جگر گذاشتم تا اینکه از مهرداد بار دار شدم. او خیلی ناراحت شد و گفت:
بچه را سقط کن!
چرا؟ مگر تو قصد ازدواج دائم با مرا نداری؟
نه...چون راستش وقتی خوب فکر کردم، دیدم امثال تو در همین تهران فراوانند و من برای اینکه ثواب بیشتری ببرم می توانم چند نفر دیگر راتحت پوشش خود بگیرم. ازدواج موقت بهترین راه است. بعضی زنان بیوه و مطلقه فقط حاضرند سایه یک مرد بالا سرشان باشد. نه توقع خرجی دارند و نه آپارتمان...
حالم از تو بهم می خورد وهرداد...برو گم شو!
و او رفت، بدون اینکه حتی کوچکترین آدرسی از او داشته باشم . بچه ام به دنیا آمده...مهلت عقد موقت به پایان رسیده و من مانده ام و یک بچه بی شناسنامه...نمی دانم...نمی دانم چه کنم؟... ای کاش ان شب مهرداد کمی دیرتر ترمز گرفته بود و من زیر چرخ های ماشینش له شده بودم. کاش از او بچه دار نمی شدم.
نظری? روانشناسی این ماجرا:
هر مشکلی هر چند سخت راه حلی دارد که با تکیه بر عقل و تدبیر و با مشورت می توان به آن رسید. سودابه به جای اینکه مشکل خود را ریشه یابی کند و در پی حل منطقی ان بر آید ، شتابزذه و احساسی تصمیم گرفت و بدترین راه یعنی خود کشی را انتخاب کرد که نه از لحاظ شرعی و نه از لحاظ اجتماع پسندیده است. سودابه در مرحله دوم نیز شتابزده عمل کرد و بی هیچ فکری به عقد موقت مهرداد درآمد و با صحنه سازی، خانواده خود را فریب داد. کسی که راه درست و صحیح را برای حل مشکلات انتخاب نمی کند، نباید انتظار موفقیت داشته باشد.
نقش حساس پدر در تربیت فرزندان
یکی از انسانشناسان مشهور معتقد بود، پدران به لحاظ زیستشناسی یک ضرورتند، ولی از حیث اجتماعی یک عامل ثانوی به شمار میروند. این عقیده براحتی در فرهنگ ما نیز جا باز کرده بود.
در جامعه ما تصویر سنتی پدران نشاندهنده آن است که آنها در مراقبت از کودک هیچ نقشی نداشته اند، هنگام تولد کودک در اتاق انتظار میمانند، تعویض پوشک یا گرم کردن بطری شیر را هرگز به عهده نمیگیرند، پای خود را به مهدکودک نمیگذارند و تربیت فرزند را تقریبا به طور کامل به همسرانشان میسپارند. این پدران افسانهای که به ایفای نقش اختصاصی نانآور خانواده سرگرم بودند، الگویی مقتدر اما دور از دسترس برای فرزندان خود بوده و بندرت شرکای فعالی در تربیت فرزندانشان محسوب میشدند.
پژوهشها نشان میدهد که تاثیر پدر بر فرزند ماندگار است و کودکان براستی به پدر نیاز دارند، اما به یاد داشته باشید وجود هر پدری مفید نیست. زندگی کودکان تحت تاثیر پدرانی که از نظر عاطفی حضور دارند، برای فرزندان خود ارزش قائل میشوند و در ناراحتیها و نگرانیها میتوانند فرزندانشان را آرام کنند بسیار بهتر میشود اما در عوض پدرانی که خشونت میوزند، عیبجو هستند، فرزند خود را تحقیر میکنند یا از نظر عاطفی سرد هستند میتوانند بشدت به فرزند خود آسیب برسانند.
مدتهاست که روانشناسان بر این باورند که دخالت و نقش پدر در بزرگ کردن فرزند بسیار مهم است شواهد روزافزون علمی حاکی از آن است که پدرهای علاقهمند بویژه آنهایی که از نظر عاطفی در دسترس هستند، در خوشبختی فرزندانشان نقش منحصر به فردی را ایفا میکنند.
در واقع پدرها میتوانند به شیوههایی بر فرزندان تاثیر بگذارند که مادرها نمیتوانند بویژه در زمینههای روابط با دوستان و موفقیت تحصیلی هنگامی که پدر از احساسات فرزندانش با خبر است و میکوشد تا به آنها در حل مسائلشان کمک کند، بچهها در مدرسه و ارتباط با دیگران موفقتر هستند. بعکس پدری که نسبت به عواطف فرزندانش خشن، ایرادگیر یا بیاعتناست، میتواند تاثیری بسیار منفی بر آنها بگذارد و احتمال آن که فرزندان چنین پدری در انجام تکالیف درسی ناموفق باشند، با دوستانشان بیشتر دعوا کنند و از سلامت روانی خوبی برخوردار نباشند، بیشتر است. این تاکید بر نزدیکی عاطفی پدر به این معنا نیست که رفتار متقابل مادر با فرزندانش بر آنها تاثیری ندارد. تاثیر مادر بر فرزندانش بسیار مهم است، اما طبق مطالعات تاثیر پدر میتواند بسیار شدیدتر باشد، خواه آن تاثیر مثبت باشد یا منفی. برای نمونه فرزندان در خانوادههایی که پدر غایب است در ارتباط با مدرسه و همسالان گرفتار مسائل و مخاطرات جدیتر هستند. پسرانی که پدر در زندگیشان حضور ندارد، دریافتن تعادل بین قاطعیت مردانه و خویشتنداری دارای مشکل هستند و این در حالی است که کسب این مهارتها با بزرگ شدن پسرها و تلاش بیشتر آنها برای دوستیابی، موفقیت تحصیلی و اهداف شغلی روز به روز مهمتر میشود. همچنین دخترانی هم که پدرانشان در زندگی آنها حضور فعال و موثری دارند، به احتمال بیشتر در بزرگسالی روابط سالمی با همسر خود برقرار میکنند.
بسیاری از پژوهشگران معتقدند که پدرها به طور عمده از طریق بازی بر فرزندانشان تاثیر میگذارند. آنان معمولا بازیهایی را انجام میدهند که با فعالیت بدنی و هیجان بیشتری همراه است. همچنین پدرها بیشتر با صداهای ضربهای توجه نوزاد را جلب میکنند و شلوغبازیهای بیشتری در بازیها انجام میدهند که این نوع روش شلوغ و بینظم پدر در بازی راه مهمی را باز و به کودک کمک میکند تا درباره عواطف بیاموزد. کودکانی بهترین مهارتهای اجتماعی را در خود پرورش میدهند که پدرانشان بر همکنش مثبتی با آنها دارند و اجازه میدهند که کودک خود مسیر بازی را تعیین کند. برخی پدران در نقش راهنمایان عاطفه هستند. آنها عواطف منفی کودک را نادیده نمیگیرند یا با آن مخالفت نمیکنند، بلکه به فرزندانشان نشان میدهند که آنها را درک و سپس آنها را راهنمایی میکنند تا نسبت به احساسات منفی خود واکنش مناسبی نشان دهند.
طبق بررسیها، کودکانی کمترین نمرات و بدترین روابط اجتماعی را دارند که پدرانشان سرد، قدرتطلب، ستیزهجو و مداخلهگر بودند. در یک تحقیق پژوهشگران متوجه شدند پدرانی که طی یک تمرین بازی ویدئویی فرزندانشان را مسخره و تحقیر میکردند و برای اشتباهاتشان آنها را سرزنش میکردند یا کنترل بازی را خود به دست میگرفتند و به کودکان نشان میدادند که بیکفایت هستند، فرزندانشان بیشتر از بقیه دچار مشکل بودند. این بچهها با دوستانشان رفتارهایی ستیزهجویانه داشتند، در مدرسه ناموفقتر از دیگران بودند و مسائلی داشتند که معمولا به بزهکاری و خشونت در آنان منتهی میشد.
به طور کلی در مقایسه با واکنشهای پدر، کیفیت ارتباط با مادر آنقدر در موفقیت یا شکست آینده فرزندان در مدرسه و با دوستانشان سرنوشتساز نیست. شاید بتوان گفت علت این تاثیر شدید پدر برفرزند این است که رابطه پدر فرزند عواطف بسیار قدرتمندی را در کودک بر میانگیزد.
نقش پدر در رشد هویت جنسی فرزندان
محققان مسائل جنسی معتقدند که تاثیر پدر بر رفتار جنسی کودک بیش از تاثیر مادر است، البته در اینجا جنسیت معنایی فراتر از سکس دارد. این مساله نهتنها شامل خصوصیات جسمی و تغییرات کودک در حال رشد است، بلکه احساسات و رفتارهای مرتبط با این خصوصیات فیزیکی را هم شامل میشود. کیفیت رفتار پدرانه با یک فرزند پسر مهمترین عاملی است که دید وی را از مذکر بودن خویش شکل میدهد. در اینجا منظور از مذکر بودن خشونت، سلطهطلبی، جسارت، ناآرامی و پرسروصدا بودن نیست بلکه مذکر بودن به معنای قاطعیت، مثبت بودن، مسوولیتپذیری، منطقی بودن و توانایی ایجاد تغییر در موقعیتهای سخت است که این تواناییهای اساسی فقط بر پایه تربیت صحیح، محبت و توانایی عشق ورزیدن استوار است. پدری که با وجود ویژگیهای مردانه بسیار محبت، تشویق یا تربیتی از خود نشان نمیدهد ممکن است رفتار غیرمردانهای در پسرش ایجاد کند. همچنین تحقیقات نشان میدهد که پدران ممکن است بیش از مادران در رشد هویت جنسی سالم دختران نقش داشته باشند. آنان آگاهانه یا ناآگاهانه رشد جنسی دختر خود را تقویت میکنند اگرچه ممکن است خودشان (پدران) از میزان تاثیری که بر تربیت زنانه دخترانشان میگذارند، آگاه نباشند. یک پدر پرورشدهنده میتواند تاثیر بسیار مهمی بر رشد زنانگی دختر خود داشته باشد به عنوان مثال دخترانی که در خانههایی رشد کردهاند که مادر مسلط و پدر منفعل بوده، در تصمیمگیریها شرکت و نقش تربیتی به عهده نداشته است، در آینده با مردان دچار مشکل میشوند.
پس پدران بکوشید:
برای فرزندانتان حضور عاطفی و فیزیکی داشته باشید
در دوران باستان پدر از طریق جنگیدن و شکار کردن از فرزندانش حمایت میکرد. طی قرنها این نقش به نانآور تبدیل شد. او از طریق کار کردن پول به دست میآورد تا برای حفظ امنیت فرزندانش قسطهای منزل، مخارج خورد و خوراک و شهریه دانشگاه هزینه کند، اما امروز بار دیگر نقش پدر در آستانه تغییر است تا سطح دیگری از حمایت را برای فرزندانش فراهم آورد و در نتیجه این حمایت، فرزندش از نیروهای مخربی مانند دار و دستههای خلافکار، مواد مخدر و هرزگی جنسی حفظ شود. علم به ما میگوید که دیگر همه روشهای سنتی نمیتواند مشکلگشا باشد. امروزه ایمنی فرزندان از قلب پدرانشان بر میخیزد و بر این پایه استوار است که مردها باید علاوه بر حضور فیزیکی در خانه، حضور عاطفی نیز داشته باشند. هر چند پدرانی که گرفتار کار هستند و ساعتهای زیادی را صرف شغل خود میکنند کمتر در فعالیتهای پدری مشارکت دارند. در جریان رشد فرزندانتان باشید
بررسیهای انجام شده درباره مادران شاغل نشان داده که کیفیت رابطه مادر فرزند تاثیر بیشتری بر کودک دارد تا مقدار زمانی را که مادر و فرزند در کنار یکدیگر میگذرانند، منطقی به نظر میرسد که همین وضعیت درخصوص پدران هم صدق میکند.
اگر پدران آگاهانه تلاش نکنند که بخشی از زندگی روزانه فرزندانشان باشند بتدریج از آنان دور خواهند شد و جزئیات ظریف از دیدشان پنهان خواهد مانداگر پدران آگاهانه تلاش نکنند که بخشی از زندگی روزانه فرزندانشان باشند، بتدریج از آنان دور خواهند شد و جزئیات ظریف از دیدشان پنهان خواهد ماند. برای مثال ممکن است پسری، پدر توانایی داشته باشد، اما این پدر در دسترس او نباشد یا کیفیت رابطه پدر و پسر منفی باشد. در اینجاست که توانایی پدر بر رشد فکری پسر تاثیری نخواهد داشت.
در حقیقت با انجام کارهای سنتی به اصطلاح زنانه (مانند غذا دادن به کودک) است که مردان به عنوان عضوی منسجم و ضروری برای خانواده به شمار میآیند. پدرها باید به این مهم توجه داشته باشند که زندگی خانوادگی فقط برآورده کردن نیازهای مادی خانواده نیست، بلکه حضور هر روز و برآورده ساختن نیازهای عاطفی و جسمانی به طور همزمان در تربیت فرزند نقش بسزایی دارد. درحالیکه کودکان بزرگ میشوند و در فعالیتهای بیشتری در خارج از خانه شرکت میکنند، شاید برای پدرها دشوار شود که فرصتی را بیابند تا با فرزندانشان تنها باشند، به پدران توصیه میشود به گونهای برنامهریزی کنند که بتوانند با فرزند خود اوقاتی را به تنهایی بگذرانند.
شاید این فرصت هفتهای یکبار به دست بیاید، یا همان مدت زمانی باشد که شما فرزندتان را با خود به کلاس میبرید. به هر حال گفتگویی دونفره با فرزند در هر سنی بسیار با ارزش است.
ضربالمثلی میگوید: «برای بزرگ کردن یک بچه به یک قوم نیاز است.» پس بکوشید با آدمهایی که در زندگی روزانه فرزندتان نقش دارند، آشنا شوید از جمله دوستان و والدین دوستان او. در خانهتان را روی همکلاسیهای فرزندتان بگشایید، داوطلب رساندن فرزندتان به مهمانیها و زمین ورزش آنان شوید. به علاقهمندیها و نگرانیهایشان گوش کنید و با آنها هماهنگ شوید. سرانجام اینکه درک کنید هر زمان در کنار خانوادهتان هستید، بارها و بارها فرصت دارید که با فرزندتان ارتباط برقرار کنید یا از آنها فاصله بگیرید و در اینجا شمایید که انتخابکننده هستید.
تعادل میان زندگی شغلی و زندگی خانوادگی
برای بسیاری از مردان، یافتن وقت و انرژی کافی برای فرزندان به این معناست که کمتر در اختیار شغلشان باشند، چرا که برای اغلب پدران شاید دشوار و ناممکن باشد که با ساعات زیاد کاری در هر هفته و فشارهای شدید شغلی، از لحاظ عاطفی و جسمی در کنار فرزندان نیز باشند. در واقع حل این تضاد برای مرد که هویت اصلی او نانآور بودن خانواده است، کار سادهای نیست.
مردان چنین تربیت شدهاند که باور کنند سختکوشی و ساعتهای طولانی کارکردن نشانه تعهد به خانواده است، اما اکنون مردان باید بدانندکه اگر تغییر نکنند، باید خطر دور افتادن از همسر و فرزندان را یعنی همان افرادی که به خاطرشان کار معنا پیدا میکند را بپذیرند و گاهی لازم میشود که آنان دستاوردهای مالی و شغلی خود را فدا کنند تا به تعادل بهتری بین کار و زندگی خانوادگی برسند.
به طور کلی، سالمترین محیط خانوادگی محیطی است که در آن پدر به عنوان فردی قوی، پرورشدهنده و مردانه نسبت به فرزندان و مادر آنها عمل کند، مادر نیز به عنوان زنی با طبیعت زنانه نسبت به فرزند و پدر خانواده رفتار کند. این هدفی است که آرزو میکنم، پدران برای تحقق آن در خانههایشان کوشش کنند.
با نیاز های مردتان آشنا شوید!
نیازها و احساسات یک مرد از همسرش
نیاز مرد است که احساس کند قوی و قدرتمند است. او می خواهد حامی زنش باشد. مرد می خواهد که دد و دیو را بکشد و زن را نجات بدهد.
مرد به این نیاز دارد که زنش نشان دهد به قدرت او برای رسیدن به خواسته هایش در زندگی احتیاج دارد.
مردها از زنان شان می خواهند به آنها احساس قدرتمند بودن بدهند. مردها می خواهند رئیس خانواده باشند. منظورم آن نوع ریاست مردان در دوران غارنشینی نیست که موی زنان را می گرفتند و آنان را با خود روی زمین می کشیدند. اما مرد احتیاج دارد که رهبر خانواده باشد.
یک مرد از زنش احترام، مهربانی، عشق و محبت می خواهد.
مرد می خواهد در نظر زنش مهمترین شخص مورد علاقه ی او باشد.
مرد به این نیاز دارد که زنش نشان دهد به قدرت او برای رسیدن به خواسته هایش در زندگی احتیاج دارد.
مرد باید نان آور اصلی خانواده باشد. هر مرد باید در نبرد و در جبهه ای پیروز شود تا به این باور برسد که می تواند اژدها را بکشد. مراقبت از خانواده و تامین افراد خانواده اش در حکم جبهه های نبرد مرد هستند.
مرد به این احتیاج دارد که تایید شود، مورد قدردانی واقع گردد، زنش به او احترام بگذارد، آن هم به این دلیل که او مردی واجد شرایط است، شوهر و پدر واجد شرایط است.
مرد به این احتیاج دارد که زن به علائق او علاقه نشان بدهد.
مرد به این احتیاج دارد که وقتی از سر کار به خانه می آید، زنش با روی خوش از او استقبال کند.
مرد به این احتیاج دارد که زنش به روزی که او پشت سر گذاشته علاقه نشان دهد.
مرد به تشویق های زنش احتیاج دارد تا یک مرد باشد.
کار وتلاش
- قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم:
« ان الله یبغض الشاب الفارغ » محجه البیضاء :جلد 7 ، صفحه ی 131
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند : « خداوند متعال ، جوان بیکار را دشمن می دارد.»
- و نیز آن حضرت فرموده اند : « ملعون ملعون من القی لله علی الناس»
لعنت خداوند ، لعنت خداوند بر کسی که تن زیر بار کار نمی دهد و سنگینی وبار زندگی خود را بر دوش دیگران می اندازد.
وسائل الشیعه : جلد 12 ، صفحه 18
- عبدالرحمان بن حجاج می گوید :
یکی از دوستان ما در شهر مدینه گرفتار مضیقه ی مالی و پریشان احوالی شدیدی شده بود. امام صادق علیه السلام ، وقتی وضع نگران کننده ی او را مشاهده نمود به او دستور داد برو در بازار مغازه ای تهیه کن ، بساط کاسبی را ( فروشندگی) را پهن کن ، مقداری نظافت و آب پاشی جلوی در مغازه انجام بده و در محل کار خود حضور و آمادگی داشته باش آن مرد می گوید : من از خود حرکتی نشان دادم ، دستور امام صادق علیه السلام را بکار بستم و با به کارگیری ، صبر و حوصله ، به انتظار مشتری نشستم . آهسته آهسته کارم شروع شد و رونق رفت وزمان زیادی نگذشت که یکی از ثروتمندان گردیدم.
وسایل الشیعه جلد 12 ، صفحه 35
- امام صادق علیه السلام می فرمایند :
کار و تلاش توبرای زندگی باید در حد معتدل و آبرومندانه باشد ، نه در حد ضایع کردن و سستی ونه مثل حریصی که به دنیا خشنود شده و به آن تکیه کرده است. بلکه خود را از رتبه ی انسان شست وضعیف بالا بگیر و آنچه برای مؤمن ضروری است تهیه کن، همانا آنانکه به ایشان مال داده شد ولی شکر نکردند ، در واقع مال ندارند.
منبع: بر گرفته از وسائل الشیعه ، ج 12 ، صفحه 30
برای پدر شدن آماده باش (قسمت چهارم)
پس از سپری شدن هفته های آغازین تولد کودک، ظرفیت او برای برقراری تعامل با پدر و مادر تدریجا افزایش می یابد. برخی والدین متوجه این امر می شوند و از لذت همراهی با کودک دلنشین خود بهره مند می گردند. البته با بزرگ شدن کودکان، شکل نیاز آنها به پدرانشان نیز تغییر می کند.
تغییر نیازها:
از دو ماهگی به بعد، بیشتر کودکان ساعت خواب مشخصی خواهند داشت. خستگی هفته های اول تولد کودک از تن شما نیز خارج می شود و احساس می کنید افق های تازه ای به رویتان گشوده می شود. اکنون شما می توانید برنامه ی خواب منظمی را برای خود ایجاد کنید. از آخر شش ماهگی تغذیه ی کودک با غذاهای کمکی نیز آغاز می شود و تغذیه ی او دیگر فعالیتی منحصرا متکی به مادر نخواهد بود.
هر روز، امکان جدیدی برای برقراری ارتباط بین شما و کودکتان به وجود می آید و می توانید لحظات خوشی با کودکتان داشته باشید. در عین حال، شما باید تلاش کنید که پدر خوبی برای کودکتان باشید، در روند جالب رشد او مشارکت نمایید و وقت کافی به حضور موثر در کنار وی اختصاص دهید. بالاتر از همه ی اینها، کودکتان به مهر و محبت شما و در واقع چیزی بیش از تنها بیان چند جمله ی محبت آمیز از فاصله ی دور، هنگام بازگشت تان از محل کار، نیاز دارد. ابراز مهر و محبت باید نمودی مشخص داشته و این امر مستلزم کسب مهارت ها و بینش هایی جدید است.
برقراری تعادل:
دشوارترین بخش ایجاد ارتباط صحیح با کودک، اختصاص تقریبا تمامی اوقات فراغتتان به او، تمرکز بر او و خواسته هایش، تعطیل نمودن سایر جنبه های زندگی فردی و گوش فرا دادن و پیروی از غرایزتان است. شما باید تعادلی میان خواسته های کودک بازیگوشی که هنوز به مراقبت شدید شما نیازمند است و جنبه های مختلف زندگی فردی و اجتماعی خود برقرار سازید. به خاطر بسپارید که نمی توانید از کودکتان انتظار داشته باشید خود را با برنامه ی زمانی شما تطبیق دهد. در واقع این شما هستید که باید خود را با ریتم زندگی و شرایط کودک هماهنگ سازید. پس سعی کنید که وقت تان را در اختیار کودک قرار دهید، لحظاتی شاد فراهم آورید و به گونه ای رفتار کنید که هم خودتان و هم کودک از بودن در کنار یکدیگر لذت ببرید. البته خیلی هم به خودتان سخت نگیرید. برای پی بردن به نحوه ی رفتار صحیح نسبت به کودک و اینکه چه کاری درست و چه کاری نادرست است، باید به شیوه ی آزمون و خطا عمل نمایید. شما روزهایی دلسرد کننده و همچنین روزهایی امید بخش در پیش خواهید داشت. کودکان، هیچ مفهومی غیر از اکنون و اینجا را درک نمی کنند. آنها متوجه نمی شوند که شما مثلا روز سختی را در محل کارتان سپری کرده اید یا اینکه با مادر او به اختلاف نظر رسیده اید. بنابراین، هنگامی که در کنار کودکتان هستید، باید برای همان لحظه با او زندگی کنید.
لمس و تماس فیزیکی:
برای بازی با کودک، قواعد و مقررات مشخصی وجود ندارد، اما اگر برخی اصول کلی را در یاد داشته باشید، می توانید انواع بازی هایی را که هم خود و هم کودکتان از آن لذت خواهید برد، طراحی کنید.
اهمیت لمس و تماس فیزیکی:
همه ما دوست داریم که نوازش و در آغوش گرفته شویم. این کار، یکی از روش های غریزی و با اهمیت در برقراری ارتباط است، به ویژه برای کودکان که سایر شیوه های ارتباطی را هنوز فرا نگرفته اند.
اسباب بازی های گرانقیمت:
این گونه اسباب بازی ها بسیار زیبا و جذاب هستند، اما به هیچ وجه ضروری نمی باشند. یک ورق کاغذ، یک تابه ی قدیمی و یا حتی یک قاشق چوبی می تواند برای کودک به همان اندازه جذاب و در عین حال آموزنده تر نیز باشد.
تصورات ذهنی:
برای کودکتان این امکان را فراهم آورید تا تصورات ذهنی خود را رها سازد.
کودکان از طریق بازی است که دنیا را می شناسد، بر ترس هایشان فائق می آیند و می آموزند که با دیگران ارتباط برقرار نمایند.
تماس چهره به چهره:
بازی هایتان را به گونه ای طراحی کنید که با کودک، تماس چهره به چهره داشته باشید. چهره، رساترین بخش بدن و بهترین مجرا برای انتقال محبت و اطلاعات به کودک است.
بازی شلوغ و درهم و برهم:
هنگام بازی با کودک، تا جایی که می توانید سر و صدا ایجاد کنید. پدران، نقش ویژه ای در پرورش جسمی کودکان بر عهده دارند و بازی پر سر و صدا، تاثیر بسزایی در این ارتباط دارد.
استفاده از همه ی فرصت ها:
حتی پیش پا افتاده ترین امور نیز می توانند بر اثر نگرش صحیح، فرصتی مناسب جهت تیمار کودک و توجه به او باشد. امور عادی و روزمره ی زندگی نیز می توانند با توجه به نگرش ما، اموری خسته کننده و یا ماجراجویی هایی پرهیجان تلقی شوند. به عنوان مثال، یک ماشین سواری ساده می تواند فرصتی برای خواندن آوازهای شاد و یا خندیدن و شاد بودن باشد. مراجعه به سوپر مارکت و انجام خرید روزانه نیز می تواند لحظاتی مفرح و سرگرم کننده محسوب شود. چراغ ها و رنگ های درخشان یک مرکز خرید، عاملی شادی آفرین برای کودکان هستند. برای شاد نمودن و آموزش کودکان، برنامه ریزی قبلی و اجرای بازدیدهای آموزشی ضروری نیست. با نگرش صحیح و اختصاص زمان کافی به حضور در کنار کودک، هر آخر هفته ای می تواند یک فرصت مناسب جهت آموزش و فراگیری کودک باشد. حتی اگر آمادگی این امور را ندارید، سعی کنید مثبت نگر و نوآور باشید. هرگز خودتان را سر میز صبحانه مشغول روزنامه خواندن نکنید، بلکه به جای آن سعی کنید لقمه ای را به شکل هواپیما بازی به سمت دهان کودک ببرید. روزهای تعطیل، محو تماشای برنامه های تلویزیون نشوید و یا تا ظهر در رختخواب باقی نمانید. دوران کودکی فرزند شما به سرعت سپری می شود، پس تلاش کنید که از آن غافل نشوید و هر چه بیشتر از این لحظات بی نظیر بهره مند گردید.
وقت خوابیدن
پس از هشت هفتگی، کودکان معمولا الگوی خواب منظمی را در پیش می گیرند. جالب است بدانید که ساعت طبیعی به خواب رفتن شبانه ی بیشتر کودکان، حوالی ساعت هفت تا هشت شب می باشد و این، ساعتی است که اغلب پدران در آن به خانه باز می گردند. بر این اساس، شایسته است که در امور و تشریفات مربوط به خوابیدن کودک مشارکت نمایید و این هنگام را به زمانی ویژه برای تعامل و ارتباط با کودکتان بدل سازید.
برادر و خواهر بزرگتر:
با بزرگ تر شدن کودکانتان، شما و همسرتان باید چه به عنوان یک زوج و چه به تنهایی تلاش کنید تا محبت، وقت، عواطف و توجهتان را به طور مساوی میان فرزندانتان تقسیم نمایید. در مراجل اولیه، ممکن است همسرتان هنوز درگیر تغذیه ی کودک با شیر خود باشد و اگر شما بچه های بزرگ تری هم داشته باشید، احتمالا آنها تصور می کنند که توجه مادر، بیشتر معطوف به کودک جدید می باشد. در چنین موقعیت هایی، پدران نقشی مهم در اصلاح نگرش فرزندان بزرگ ترشان بر عهده دارند. حسادت فرزندان بزرگ تر به خواهر یا برادر جدیدشان، امری کاملا طبیعی است. بیشتر برادرها و خواهرهای بزرگ تر، در مقطعی تمایل پیدا می کنند که دوباره به دوران کودکی بازگردند و جای خود را در آغوش مادر و یا حتی سینه ی او باز پس گیرند. آماده ی رویارویی با چنین رفتارهایی باشید. با آنکه چنین وضعیتی چندان حاد و نگران کننده نیست، اما درخواست مکرر از فرزندان بزرگ تر برای «برادر یا خواهر خوب بودن» و یا «الگوی خوب بودن» ممکن است شرایط را دشوارتر نماید. در چنین شرایطی، پدر و مادر باید با وقت گذاشتن برای فرزندان بزرگترشان جهت به دست آوردن دل آنها، یادآوری خاطرات دوران کودکی آنها، تاکید بر اموری که آنان می توانند و کودکان نمی توانند انجام دهند و اطمینان دادن کلامی و رفتاری به آنها که هنوز بسیار دوستشان دارند، درصدد تخفیف مشکل و نهایتا رفع آن باشند. ورود کودک جدید به خانواده، خواه ناخواه سبب بروز اختلال در روال معمول زندگی خانوادگی خواهد شد. طبعا در چنین اوقاتی سفرها و به گردش رفتن ها بسیار کمتر انجام می شوند. اما حتما باید برای فرزندان بزرگترتان وقت بگذارید تا با آنها به گردش بروید، اوقات خوشی داشته باشید، تمام توجهتان را معطوف به آنها نمائید و به نظراتشان گوش فرا دهید. با آنها در خصوص برادر یا خواهر کوچکشان صحبت کنید و به ایشان بگوئید وقتی کودک جدید قدری بزرگ تر شود، چه اتفاقات خوب و شادی آفرینی در زندگی خانوادگی شما رخ خواهد داد.
راهکارهایی برای خواباندن آسان تر کودک
1_رفتن به رختخواب و خوابیدن، باید امری تدریجی و آرام باشد. همیشه قبل از خاموش کردن چراغ ها، کارهایی همچون حمام کردن کودک، قصه گفتن، در آغوش گرفتن، بوسیدن و نوازش کردن او را مد نظر داشته باشید. بهتر است تشریفات طولانی قبل از خواب، با نوشیدن قدری شیر مادر (و یا شیر خشک در صورت عدم امکان شیردهی طبیعی به کودک) به پایان برسد. از اینکه بدین ترتیب یک کار دیگر هم به تشریفات قبل از خواب کودک افزوده می شود، نگران نباشید. کودک به زودی این عادت را ترک خواهد نمود.
2_حواستان کاملا معطوف به کارهایی باشد که برای خوابیدن کودک انجام می دهید (تا آنجا که خودتان هم بتوانید بر اثر انجام آنها، به راحتی بخوابید!). اگر کودکتان حس کند که شما مضطرب هستید و می خواهید که او هر چه زودتر بخوابد تا بتوانید سراغ کارهای خودتان بروید، مطمئنا نسبت به خواب مقاومت خواهد کرد، چرا که او نمی خواهد شما از کنارش بروید.
3_سعی کنید تا جایی که امکان دارد، روال زندگی خود را حفظ کنید و تغییرات و تنظیمات لازم را به شکل تدریجی اجرا نمایید. احساس امنیت حاصل از تکرار روند معمول، باعث کمک به خوابیدن کودک می شود.
منبع: ماهنامه دنیای سلامت شماره 33
برای پدر شدن آماده باش (قسمت دوم)
هفته های اول پس از تولد نوزاد
شرایط خانه شما در هفته های اول پس از تولد نوزاد بسیار غیر عادی است . شب و روز در هم آمیخته می شوند. ساعت روی دیوار دیگر مفهوم و کاربردی ندارد. ارتباطمان با جهان خارج از خانه تقریبا قطع می شود . زندگی شما در خانه، الگوی جدید پیدا می کند و شرایط آن کاملا توسط نوزاد جدید رقم می خورد. این نوزاد کوچک، محور تمام فعالیت ها خواهد بود.
روزهای اول
بهترین شیوه ی انطباق با شرایط جدید، همسو شدن با آن است . بهتر است خود را رها کنید و کاملا وارد دنیای نوزاد جدید شوید. هر گونه تلاشی برای نظم بخشیدن به این روزها ، محکوم به شکست است. تا می توانید از کار خود فاصله بگیرید و در خانه حضور داشته باشید تا ضمن کمک به همسرتان، از وجود نوزادتان لذت ببرید. به غیر از کمک کردن در کارهای معمول نظیر تغذیه و تعویض پوشک، نوزادتان را در آغوش بگیرید و سعی کنید که او را بشناسید. به همراه همسرتان، از هر لحظه حضور در کنار نوزاد لذت ببرید. به نیازهای همسرتان توجه نمایید.
فراموش نکنید که او به تازگی زایمان نموده است . در این مرحله از زندگی نوزادتان، اغلب تقسیم کار مشخصی بین شما به عنوان پدر و همسرتان به عنوان مادر وجود دارد. در این مرحله، پدران اغلب می توانند مادر دوم نوزادشان باشند . با وجود تمام تلاش هایی که به خرج می دهید تا در مراقبت از نوزاد مشارکت کنید، ممکن است دریابید که صرفا نقشی حاشیه ای دارید، چرا که بیشتر وقت نوزاد صرف شیر خوردن از سینه مادرش می شود و در این خصوص کاری از شما بر نمی آید، اما مطمئن باشید که نوبت شما نیز فرا خواهد رسید. تلاش کنید هر چه که از دستتان بر می آید انجام دهید. به خاطر داشته باشید که حتی کوچک ترین امور نیز ارزشی فراوان دارند. سعی کنید با نوزادتان پیوند برقرار سازید و ضمنا با کلام و رفتار به تشویق همسرتان بپردازید تا به زندگی جدیدش خو بگیرد .
بازگشت به واقعیت
بسیاری از مردان پس از تولد نوزادشان احساس سرخوشی می کنند و حتی چندین روز کم خوابی نیز آنها را خسته و عصبی نمی کند ، اما باید خودتان را کنترل کنید . نوزادان یک اسباب بازی جدید نیستند . آنها زنده اند و ضمنا در روزهای اول بسیار آسیب پذیر می باشند.
حمایت از تغذیه نوزاد با شیر مادر
مطالعات فراوانی نشان داده اند که کودکان تغذیه شده با شیر مادر، بسیار سالم تر از نوزادانی هستند که با شیر خشک تغذیه می شوند. امروزه، تغذیه انحصاری نوزاد با شیر مادر تا پایان 6 ماهگی، به عنوان یک حقیقت مسلم پذیرفته شده است . اگر چه اتخاذ تصمیم نهایی در خصوص نحوه تغذیه نوزاد بر عهده همسرتان است، اما شما نیز با تشویق وی می توانید نقش مثبتی در تغذیه نوزاد با شیر مادر ایفا کنید. نتایج حقیقت علمی مؤید این نکته است که درک مادران از نگرش پدران نسبت به تغذیه نوزاد با شیر مادر، یکی از تأثیر گذارترین عوامل در تصمیم گیری آنان برای اجرای این شکل از تغذیه نوزاد می باشد. هنگامی که همسرتان تغذیه نوزاد با شیر خود را آغاز نمود، حمایت عملی شما از او سبب موفقیت وی در تداوم شیردهی خواهد شد .
بسیاری از گرفتاری های معمول زندگی می توانند باعث عدم موفقیت مادران در شیردهی شوند . بنابراین شما باید تا جایی که امکان دارد، این گونه مادران در شیردهی شوند . بنابراین شما باید تا جایی که امکان دارد ، این گونه امور را رها نمایید. همکاری و مشارکت شما در امور خانه داری ، کمک فراوانی به این امر خواهد نمود. انجام اموری همچون تهیه غذا ( خصوصا به این دلیل که همسرتان برای کسب مجدد سلامت خود و نیز تولید شیر کافی به آن نیاز دارد)، شست و شوی لباس ها و دیگر امور خانه داری، همگی بخشی از نقش حمایتی جدید پدران هستند. با آنکه این امور مستقیما مربوط به نوزاد شما نمی شود، اما مطمئن باشید که چنین کارهایی باعث رفاه هر چه بیشتر وی خواهد شد. زمانی که همسرتان مشغول شیردهی است، ترتیبی دهید که کتاب های مورد علاقه و دیگر لوازم مورد نیاز وی در دسترس قرار داشته باشند. از آنجایی که شیر خوردن نوزاد ممکن است مدت مدیدی به طول انجامد، اتخاذ چنین تدابیری باعث جلوگیری از سر رفتن حوصله وی و نهایتا اجرای یک شیردهی موفق خواهد شد.
همیشه در چنین مواردی، افرادی از جمله والدین تان در کنار شما هستند و ممکن است از روی دلسوزی و محبت، نظراتی در خصوص نحوه شیردهی همسرتان ابراز نمایند و مثلا از طولانی شدن جلسات شیردهی اظهار نگرانی کنند. چنین سخنانی می توانند سبب از بین رفتن اعتماد به نفس همسرتان در شیردهی شود . اما یادتان باشد که شما باید در هر شرایطی، حمایتی را که همسرتان بدان نیازمند است، به او عرضه نمایید. برای بعضی از زنان، شیردهی امر طبیعی تلقی می شود، اما برخی دیگر برای انجام این کار به آموزش و حمایت نیاز دارند. پس شما حتما باید نقش مثبتی در این رابطه ایفا کنید. مطالعه کافی در خصوص اهمیت شیردهی و روش ها و وضعیت های مختلف این کار به شما کمک می کند که نقش خود را در این زمینه به بهترین شکلی ایفا نمایید.
برخی مادران بنا به برخی دلایل جسمی یا روانی قادر به شیردهی نوزاد خود نیستند. در چنین شرایطی نیر محبت و حمایت خود را از وی دریغ نکنید و اجازه ندهید که او احساس شکست کند به نگرانی های وی توجه کنید و در تهیه ی شیشه ی شیر خشک به او کمک نمایید.
تغذیه شبانه نوزاد
روش های مختلفی وجود دارند که می توانید از طریق آنها به همسرتان که نیمه شب برای شیردهی به نوزاد از خواب برخاسته، کمک کنید. بعضی از آنها بدین قرارند:
- سعی کنید همسرتان از بیدار شدن شما ناراحت و نگران نشود.
- خودتان هم احساس گناه نکنید و نگران نباشید. بدانید که شما نمی توانید در این خصوص کاری بکنید .
- از او عملا حمایت کنید. بهتر است همراه او از خواب برخیزید و مثلا یک فنجان چای برایش آماده کنید.
- اگر دلش می خواهد، با او صحبت کنید.
- باد گلوی نوزاد را پس از شیرخوردن بگیرید.
- پس از پایان شیرخوردن نوزاد سریعا به رختخواب برگردید. شما باید برای فردا انرژی کافی داشته باشید تا بتوانید نوزاد را نگه دارید که همسرتان استراحت کند یا بخوابد.
نقش ویژه پدران
اوقات فراوانی وجود دارند که شما با نوزادتان تنها می مانید و امور مربوط به او را بر عهده می گیرید. مثلا برخی پدران استحمام نوزاد و برخی دیگر تعویض پوشک او را بر عهده می گیرند. قطعا دیدگاه شما نسبت به پوشک کثیف نوزاد خودتان ، متفاوت از چیزی است که نسبت به پوشک بچه های دیگر دارید. توجه داشته باشید که تعویض پوشک نوزادتان امری دلپذیر و یا غرورآفرین نیست ولی به هر حال جزو وظایف پدری محسوب می شود . قطعا صحنه ی ناخوشایند پس زدن پوشک نوزاد ، با تماشای چهره دوست داشتنی و لبخند وی جبران می شود. فراموش نکنید که چهره عبوس یا خندان شما به خوبی در ضمیر نوزاد نقش می بندند و در روابط آتی وی با شما تأثیر خواهد گذاشت، پس چهره بشاش خود را هرگز و در هیچ حالی، حتی لحظات ناگوار تعویض پوشک، از نوزادتان دریغ نورزید. از صحبت های کودکانه با نوزادتان دریغ ننمایند. این کار ، او را آماده برقراری ارتباط و صحبت کردن می سازد. پدران امروزی مایلند که نقش بیشتری در مراقبت از نوزادانشان داشته باشند. حدود
سه چهارم پدران عنوان می دارند که به طور منظم به فرزندشان غذا می دهند، آنها را حمام می کنند، پوشکشان را عوض می کنند و با بزرگ شدن آنها با فرزندشان بازی می کنند.
در هفته های اول تولد نوزاد، شما باید زنگ تفریح های مکرری را برای همسرتان تدارک ببینید. برای این منظور مثلا می توانید نوزادتان را در آغوش گرفته و همراه خود به پیاده روی ببرید. این کار فرصت استراحت بیشتر و درک این نکته را به همسرتان می دهد که شما در کنارش هستید و ضمنا به خود شما نیز یادآوری می کند که هنوز دنیایی خارج از محیط یکنواخت خانه وجود دارد.
نکاتی در خصوص تعویض پوشک نوزاد
ممکن است نوزاد شما در هر شبانه روز حتی تا ده بار به تعویض پوشک نیاز داشته باشد. تعویض پوشک از جمله اموری است که انجام آن صرفا در حیطه توانایی همسرتان نمی باشد و بنابراین شایسته است که شما در این خصوص ضمن
قبول مسوولیت ، از نوزادتان انجام دهید. بدین جهت و فراگیری این عمل مهم، نکاتی - برای تمیز کردن پای استفاده کنید. البته بهتر است مصرف بدین منظور استفاده نمایید.
- برای تمیز کردن پای نوزادان دختر، پارچه را از جلو به سمت مقعد او بکشید تا از گسترش باکتری ها از سمت مقعد به سوی اندام تناسلی وی که امکان بروز عفونت دستگاه ادراری دختران را در پی دارد، جلوگیری کرده باشید.
- پس از شست و شو، پای نوزاد را با یک حوله نرم کاملا خشک کنید تا از بروز جوش های ریز یا دیگر حساسیت های پوستی در آنها جلوگیری به عمل آید.
- هرگز هنگام تعویض پوشک ، نوزاد را تنها نگذارید.
- همیشه پس از تعویض پوشک نوزاد، دست خود را با آب و صابون بشویید.
تغییر معنای شب و روز
علاوه بر موارد شیر خوردن نوزاد در نیمه های شب، مواقعی پیش می آید که نوزاد نیمه شب بیدار می شود و بدون توجه به خواب بودن دیگر مردم، میل به بیداری و یا حتی بازی کردن پیدا می کند. بسیاری پدران فکر می کنند که چون باید صبح فردا به سر کار بروند، بیش از همسرتان به بازگشت به رختخواب نیاز دارند. اما ایشان نمی دانند که چه لحظات جادویی و شیرینی را بدین ترتیب از دست می دهند.
لحظاتی که پدر می تواند خلوتی بی نظیر با نوزاد شیرین خود داشته باشد، حرکات دلربای او را تماشا کند، نیازهای جسمی و عاطفی وی را بشناسد و لحظه فراموش نشدنی خواب رفتن او را نظاره نماید. با آنکه بیدار شدن از خواب نیمه شب و دل کندن از رختخواب امر دشواری است، اما قطعا درک این لحظات منحصر به فرد، ارزش تحمل این سختی را دارد.
بازگشت به زندگی عادی
دیر یا زود، مرخصی پدران به پایان می رسد و آنها باید به سرکار خود بازگردند. با آنکه از دست دادن حضور در کنار نوزاد در ساعاتی از روز ممکن است برای پدرانی که به حضور تمام وقت در کنار نوزادشان مأنوس شده اند دشوار باشد، اما برخی پدران نیز این امر را نوع رهایی و بازگشت به شرایط عادی تلقی می کنند. در چنین موقعیتی شما باید تعادلی مناسب بین انجام امور حرفه ای خود و مراقبت از نوزاد شیرین تان برقرار سازید. اگر موفق به انجام این امر مهم نشوید، هم موفقیت شغلی خود را از دست خواهید داد و هم دیگر نخواهید توانست کمک مؤثری در مراقبت از نوزادتان به عمل آورید. احساس گناه و تقصیرکاری، احساسی ناخوشایند و مخرب است، پس تلاش کنید با مثبت اندیشی و مثبت عمل کردن، بر آن فائق آیید. پس به هیچ وجه بر خود سخت نگیرید. باید بدانید که شما هفته ها و ماه های خسته کننده ای را در پیش دارید. بسیاری از پدرانی که در ایجاد این تعادل شکست می خورند، از امر شیرین بچه داری سرخورده و دلسرد می شوند. بررسی های متعددی نشان داده اند که حدود 10 درصد پدران دچار چنین وضعیتی می شوند. این موضوع حتی می تواند بر روابط شما با همسرتان نیز اثر منفی بگذارد. ممکن است تصور کنید که همسرتان عشق دیگری را جایگزین شما نموده، اما فراموش نکنید که عشق جدید همسرتان، نوزاد شما است، همان نوزادی که شما نیز شیفته وی شده اید. فراتر از همه این مسائل، زندگی را باید در این روزها آسان بگیرید. اگر دوستان و آشنایانی دارید که می توانید روی آنها حساب کنید، حتما از کمک هایشان بهره مند شوید. این کار اصلا شکست محسوب نمی شود. مطمئن باشید اکثر پدران دیگر نیز در مواقع گرفتاری، از اعتبار و امکانات خود برای رفع مشکلاتشان استفاده می کنند.
منبع:ماهنامه ی دنیای سلامت 31
آیا عصبانیت و خشم تعریفی مشخص دارد؟
بله، در روانشناسی از این «احساس» تعریف معینی وجود دارد و بر اساس آن «عصبانیت» یک احساس مثل همه احساسات دیگر است؛ مثل اضطراب، شادمانی، اندوه و غیره که به هر صورت وجود دارند.
این احساس می تواند یک خشم کوچک باشد و یا احساسی قوی که اداره آن از کنترل خارج است. اگر چه عصبانیت برای جسم و روح انسان دارای مضرات بی شماری است اما باید دانست که نوع متعادل آن برای تحریک شهامت، شجاعت و ... و در مسیر حمایت از حرمت نفس لازم است. هر چند وقتی از حد تعادل فراتر رود به پرخاشجویی، خشونت، تعدی و ... می انجامد که نوع مخرب و ویرانگر عصبانیت در زندگی روزمره آدم هاست و اگر از حد تعادل کمتر باشد به نوعی بی حالی و ضعف شخصیت ممکن است مبدل شود.
* مهمترین عوامل ایجاد کننده خشم و عصبانیت چه مواردی هستند؟
شایع ترین عوامل ایجادکننده خشم و عصبانیت در اشخاص به طور خلاصه و فشرده شامل موارد زیر است:
?- خستگی های جسمانی وتحلیل رفتن قدرت بدنی بر اثر کارهای سخت.
?- گرسنگی و ضعف
?- کمبود ویتامین ها بویژه ویتامین B1
?- توقعات و انتظارات بی جا و خودخواهی های افراد در مناسبات فردی و اجتماعی
? - قانع نبودن اشخاص به آنچه که در اختیار و دسترس آن هاست و به عبارتی به آن چه که هستند.
?- عدم انتقادپذیری و عدم انعطاف در برابر عقاید مخالف
?- داشتن ضعف در قوه عقل و منطق و استدلال و عدم توانایی گفت وگو
?- فقدان دید و چشم انداز معنوی در زندگی شخصی
?- مزاح و شوخی های بی جا و بی موقع دیگران و یا مورد تمسخر واقع شدن از سوی دیگران
??- شکست و عدم موفقیت در کارها و برنامه ها
??- با وجود همه موارد فوق، مهمترین ریشه های خشم و عصبانیت افراد را باید در کودکی افراد و تأثیرات محیط خانوادگی و تربیتی اشخاص جست وجو کرد.
* از مهمترین مضرات و زیان های ناشی از عصبانیت در زندگی افراد می توان به چه نکاتی اشاره کرد؟
ادامه مطلب.../b>/strong>/font>
آیا عصبانیت و خشم تعریفی مشخص دارد؟
بله، در روانشناسی از این «احساس» تعریف معینی وجود دارد و بر اساس آن «عصبانیت» یک احساس مثل همه احساسات دیگر است؛ مثل اضطراب، شادمانی، اندوه و غیره که به هر صورت وجود دارند.
این احساس می تواند یک خشم کوچک باشد و یا احساسی قوی که اداره آن از کنترل خارج است. اگر چه عصبانیت برای جسم و روح انسان دارای مضرات بی شماری است اما باید دانست که نوع متعادل آن برای تحریک شهامت، شجاعت و ... و در مسیر حمایت از حرمت نفس لازم است. هر چند وقتی از حد تعادل فراتر رود به پرخاشجویی، خشونت، تعدی و ... می انجامد که نوع مخرب و ویرانگر عصبانیت در زندگی روزمره آدم هاست و اگر از حد تعادل کمتر باشد به نوعی بی حالی و ضعف شخصیت ممکن است مبدل شود.
* مهمترین عوامل ایجاد کننده خشم و عصبانیت چه مواردی هستند؟
شایع ترین عوامل ایجادکننده خشم و عصبانیت در اشخاص به طور خلاصه و فشرده شامل موارد زیر است:
?- خستگی های جسمانی وتحلیل رفتن قدرت بدنی بر اثر کارهای سخت.
?- گرسنگی و ضعف
?- کمبود ویتامین ها بویژه ویتامین B1
?- توقعات و انتظارات بی جا و خودخواهی های افراد در مناسبات فردی و اجتماعی
? - قانع نبودن اشخاص به آنچه که در اختیار و دسترس آن هاست و به عبارتی به آن چه که هستند.
?- عدم انتقادپذیری و عدم انعطاف در برابر عقاید مخالف
?- داشتن ضعف در قوه عقل و منطق و استدلال و عدم توانایی گفت وگو
?- فقدان دید و چشم انداز معنوی در زندگی شخصی
?- مزاح و شوخی های بی جا و بی موقع دیگران و یا مورد تمسخر واقع شدن از سوی دیگران
??- شکست و عدم موفقیت در کارها و برنامه ها
??- با وجود همه موارد فوق، مهمترین ریشه های خشم و عصبانیت افراد را باید در کودکی افراد و تأثیرات محیط خانوادگی و تربیتی اشخاص جست وجو کرد.
* از مهمترین مضرات و زیان های ناشی از عصبانیت در زندگی افراد می توان به چه نکاتی اشاره کرد؟
ادامه مطلب.../b>/strong>/font>

برای پدر شدن آماده باش (قسمت اول)
تولد نوزاد، رویدادی بزرگ در زندگی شماست. این لحظه، پایان 9 ماه انتظار و شروع یک زندگی جدید و آغاز رسمی روابطی جدید و صفحه نخست داستان زندگی یک عمر است. معمولا از هر 10 مرد 9 مرد مایل به حضور در لحظه وضع حمل همسرشان هستند.
نقش شما
نقش شما به عنوان پدر در هنگام زایمان همسرتان چیست و به خاطر چه کسی باید در اتاق زایمان حضور داشته باشید؟ به خاطر خودتان، همسرتان و یا نوزادتان؟ در واقع به خاطر هر سه. شما در اتاق زایمان شاهد بخشی از تاریخ زندگی خود هستید. در این موقعیت، شما حامی نزدیک ترین فردتان، در یکی از سخت ترین تجربیات جسمی و روحی او جهت تولد نوزادی که به طور مشترک به وجود آورده و پرورش داده اید، خواهید بود. ضمنا، شما به عضو جدید خانواده تان خوش آمد خواهید گفت. برای بسیاری از مردان، لحظه تولد نوزاد رویدادی تقریبا اعجازانگیز است، اما مشاهده همسر در حال درد کشیدن، می تواند ناگوار و غم انگیز نیز باشد، به ویژه اگر ندانید که دقیقا چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
ایفای نقش پدر
برای آنکه نقش خود را به طور کامل ایفا کنید، باید از مکانیزم زایمان آگاهی داشته باشید. اگر بخواهید در حین زایمان مدام از همسرتان یا پزشکان و ماماها بپرسید که چه اتفاقی در حال رخ دادن است، کمکی به همسرتان نخواهید کرد. این گونه سوالات در چنین شرایطی، وقت همسرتان و کادر پزشکی را تلف خواهد کرد. همسرتان از شما انتظار دارد خواسته ها و احساساتی را که قبلا برای شما شرح داده، به آگاهی کادر پزشکی برسانید. ضمنا شما باید به همسرتان کمک کنید تا در این شرایط، بر ترس و اضطراب زایمان غلبه کند.
برنامه ریزی برای زایمان
ماماها و پزشکان، اغلب به زوج ها توصیه می کنند که برنامه ریزی مکتوبی قبل از تولد نوزاد انجام دهند تا هیچ چیز از قلم نیفتد. البته ممکن است اتفاقات پیش بینی نشده ای سبب تغییر برنامه شوند، اما مکتوب کردن برنامه به هر حال باعث آمادگی بیشتر شما برای پیشبرد این امر خواهد شد. از آنجایی که همسرتان زایمان را تجربه خواهد کرد، بدیهی است که خواسته های او در برنامه ریزی باید در اولویت باشند.
پس سعی کنید که حتما به این مساله توجه کافی داشته باشید. البته این برنامه ریزی، امری حدودی است و وقتی زایمان آغاز می شود، ممکن است همسرتان بخواهد برخی نظرات خود را تغییر دهد. در برنامه ریزی برای زایمان و تولد نوزاد، موضوعات زیر باید در نظر گرفته شوند:
فردی که زایمان را انجام خواهد داد، نظرات همسرتان، روش های تسکین درد مورد نظر همسرتان، انتخاب همسرتان برای نحوه وضع حمل، آن دسته اقدامات پزشکی که همسرتان نسبت به آنها رضایت دارد، انتخاب همسرتان برای اولین برخورد با نوزاد پس از تولد، نگرش همسرتان نسبت به تغذیه نوزاد با شیر مادر، تصمیم گیری در خصوص مشکلات پیش بینی نشده نظیر نیاز به عمل سزارین یا دیگر اقدامات برای تسریع روند زایمان.
نکات ویژه
دلایل خوب فراوانی برای حضور پدر در لحظه تولد نوزاد وجود دارد که برخی از آنها بدین قرارند: تولد نوزاد، لحظه ای فراموش نشدنی و تاثیر گذار در زندگی است، حمایت از همسر، کمک به همسر در برقراری ارتباط با کادر پزشکی، خوشامدگویی به نوزاد!
برخی چیزها که باید برای مراجعه به بیمارستان آماده شوند:
فهرستی از شماره تلفن بستگان و دوستان نزدیک، مقداری نوشیدنی و غذای سبک، دوربین عکاسی یا فیلمبرداری برای ثبت تصویر نوزاد بلافاصله پس از تولد.
ساک همسرتان باید حاوی این موارد باشد:
لباس راحت، سینه بند مخصوص شیردهی، نوار بهداشتی، لباس زیر راحت و مناسب، لوازم شخصی نظیر مسواک و خمیر دندان، حوله، برس، صابون و موارد مشابه.
لوازم مورد نیاز برای نوزاد
پوشک، لباس نوزادی، لباس گرم برای خروج از بیمارستان و رفتن به منزل، پتوی سبک.
آنچه که رخ خواهد داد
شما و همسرتان چه تصمیم بگیرید که زایمان در منزل انجام شود و چه بخواهید که این کار در بیمارستان صورت پذیرد، دست کم یک ماما را در کنار خود خواهید داشت. اگر زایمان در منزل انجام شود، شما عملا دستیار آن ماما خواهید بود. برای زایمان در بیمارستان، معمولا پزشکانی نیز در اتاق زایمان حضور خواهند داشت که البته آنان نیز مایلند شما تا جایی که ممکن است در زایمان همکاری داشته باشید.
حامی همسرتان باشید
ما با پزشکان تفاوت داریم، بنابراین ممکن است مایل باشیم نقشی حاشیه ای ایفا کنیم و همسرمان را برای زایمان به دست متخصصین بسپاریم. اما در چنین شرایطی نیز وظیفه ای بسیار مهم یعنی حمایت از همسر بر عهده شما خواهد بود.
حضور شما در هنگام زایمان سبب خواهد شد که همسرتان بتواند شما را که پدر نوزاد هستید، در میان چهره های ناآشنای کادر پزشکی ببیند. او ممکن است بخواهد با شما در خصوص توصیه های کادر پزشکی گفت و گو کند و آنها را با برنامه ای که قبلا به کمک یکدیگر تهیه کرده بودید، مقایسه نماید. ممکن است لحظاتی وجود داشته باشند که آنچه به گفته کادر پزشکی روش بهتری برای انجام زایمان است، با آنچه همسرتان حس می کند متفاوت باشد، در چنین شرایطی به حرف همسرتان گوش کنید. از او حمایت نمایید و خواسته ها و نظراتش را به کادر پزشکی منتقل سازید. مشاهده درد کشیدن آنکه دوستش دارید ممکن است ناراحت کننده باشد، اما به خاطر داشته باشید که درد، بخش طبیعی از زایمان است. غریزه حمایتی شما ممکن است سبب شود که به کادر پزشکی فشار آورید تا اقدامی جهت تسکین درد همسرتان به عمل آورند، اما بهتر است قدری تامل کنید و به این موضوع بیندیشید که تحمل این لحظات به تولد نوزادتان منجر خواهد شد. پس بهتر است با تشخیص صحیح موقعیت، خونسردی خود را حفظ کنید.
راه های کمک به همسرتان در حین زایمان
زایمان می تواند فرآیندی طولانی و خسته کننده باشد و هنگامی که همسرتان در حال انجام آن است، راه های زیادی وجود دارند که شما به او کمک کنید و تشویقش نمایید. برخی از آنها بدین قرارند:
پشت او را بمالید تا درد ناشی از انقباضات را تسکین دهید، خود را تکیه گاه او قرار دهید تا بتواند وضعیت هایی که باعث تسکین درد می شوند و آنها را در کلاس های دوران بارداری فرا گرفته، قرار گیرد، پیشانی او را پاک کنید و نوازش دهید، تشویقش کنید و به او کمک نمایید تا نفس عمیق بکشد، اگر میل داشت، قدری نوشیدنی به او بدهید، موسیقی آرام بخشی برای او پخش کنید، از طریق گفت و گو با او، حواسش را از درد پرت نمایید، زمان انقباضات او را مورد توجه قرار دهید، فرم های ضروری بیمارستان را پر کنید.
سوپاپ اطمینان باشید!
در طی زایمان ممکن است در لحظاتی درد همسرتان آنقدر زیاد شود که او متانت خود را از دست بدهد و بر سر کسی فریاد بکشد. او ممکن است این کار را با کادر پزشکی بکند. البته آنان تجربه کافی در این خصوص دارند و می دانند که این عمل، خارج از اراده خانم ها در حین وضع حمل است. همسرتان ممکن است بر سر شما نیز فریاد بکشد، پس انتظار و آمادگی آن را داشته باشید. شما باید در واکنش به چنین رفتاری، سخنانی آرامش بخش و تشویق کننده به همسرتان بگویید. باید بدانید که فریاد کشیدن همسرتان بر سر شما، به دلیل صمیمیتی است که او نسبت به شما دارد.
پس از تولد نوزاد
وقتی نوزاد شما به دنیا آمد، ماماها یا پرستاران او را تمیز خواهند کرد و پس از دقایق کوتاهی او را به شما خواهند داد. معمولا زمانی که همسرتان در حال دریافت مراقبت های پزشکی (مثل جداسازی جفت) است، نوزاد تحویل شما داده خواهد شد. غیر ممکن است که در چنین لحظه ای شما احساساتی نشوید. از بروز عواطف و احساساتتان شرم نکنید. کادر پزشکی در گذشته پدران زیادی را دیده اند که همگی آنها احساساتی مشابه شما داشته اند. پیوند شما با نوزاد از همین لحظه آغاز می شود. کادر پزشکی به سرعت کارهایشان را انجام می دهند و محل را ترک می کنند تا شما و همسرتان با نوزاد تنها باشید. قدر این لحظات گرانبها را بدانید و آن را از دست ندهید. ممکن است همسرتان بخواهد در خصوص زایمان با شما سخن بگوید، یا از آنچه شما دیده اید و تجربه کرده اید، اطلاع حاصل نماید. شاید هم فقط از شما بخواهد که با هم به نوزاد دوست داشتنی کوچکتان خیره شوید.
یک وقفه عجیب
اگر زایمان همسرتان پیچیده و همراه با عوارضی باشد، یا او تحت عمل سزارین قرار گرفته باشد، ممکن است مجبور باشد مدتی در بیمارستان بماند تا بهبود نسبی حاصل کند. شما هم خسته اید و ممکن است بخواهید به منزل بروید تا استراحت کنید. از این بابت ناراحت نباشید. قطعا به زودی انرژی کافی به دست خواهید آورد. اگر بچه های دیگری هم داشته باشید، آنها به محبت و توجه ویژه شما در این برهه نیازمندند.
منبع:ماهنامه دنیای سلامت شماره ی 29
چرا مردها زن ها را دوست دارند ؟
ـ چون همیشه احساس می کنند جوانند ، حتی وقتی پیر می شوند .
ـ چون هر وقت کودکی را می بینند لبخند می زنند .
ـ چون در همسرداری به گونه ای رفتار می کنند که ذهن هیچ غریبه ای به آن راه ندارد .
ـ چون همه ی توان خود را برای داشتن خانه ای زیبا و تمیز به کار می گیرند و هرگز برای کاری که انجام می دهند توقع تشکر ندارند .
ـ چون هر آنچه که در زندگی خصوصی افراد مشهور اتفاق می افتد را جدی می گیرند .
ـ چون سراغ مسائل غیراخلاقی نمی روند .
ـ چون نسبت به زجری که برای زیباتر شدن تحمل می کنند شکایتی نمی کنند . حتی هنگام استفاده از وسایل خطرناک در سالن های ورزشی
ـ چون آنها ترجیح می دهند سالاد بخورند .
ـ چون فقط عاشق پیش غذاهای متنوع و رنگارنگ هستند .
ـ چون برای حل مشکلات ، روشهای خاص خودشان را دارند ؛ روش هایی که ما هرگز درک نمی کنیم و همین ما را دیوانه می کند .
ـ چون دقیقاً وقتی دیگر خیلی دوستمان ندارند ، با ترحم به ما می گویند : " دوستت دارم " ؛ تا ما متوجه بی علاقگی آنها نشویم .
ـ چون وقتی می خواهند در مورد ظاهرشان چیزی بپرسند ترجیح می دهند این سوال را از خانمی بپرسند و خلاصه با این مدل سوالات ما را عذاب نمی دهند .
ـ چون گاهی از چیزهایی شکایت می کنند که ما هم آن را احساس می کنیم مثل سرما یا دردهای رماتیسمی ، به این ترتیب ما می فهمیم که آنها هم مثل ما آدم هستند !
ـ چون داستان های عاشقانه می نویسند .
ـ چون ساعتها وقت خود را با فکر کردن در مورد اینکه چگونه می توانند با دیگران سر صحبت را باز کنند ، تلف نمی کنند .
ـ چون در حالی که ارتش ما به کشورهای دیگر حمله می کند ، آنها هم محکم و بی منطق می جنگند و سعی می کنند همه ی سوسکهای دنیا را تا آخرین دانه نابود کنند .
منبع:مجله خانواده شاد شماره 39
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
ازدواج با کسی که والدین تمایل ندارند
عشق چیست و آیا لازمه ی ازدواج است؟
اختلاف طبقاتی چه پیامدهایی می تواند به همراه داشته باشد؟
مسائل مهم در دوران نامزدی خانمها
دلواپسی های دوران نامزدی ( قسمت اول)
عشق و عاشقی های دوران نامزدی
نامزدی ،بهترین فرصت عاشقی
راز تفاوت ساختار جسمی و روانی زن و مرد
Emotional Intelligence
[عناوین آرشیوشده]